نور بخور ،قوی شو
سفر اسباببازیها به سوی روشنایی
وقتی آقای هوشی اسباببازیهای تازهساختهاش را کنار پنجره میچیند، هیچکس نمیداند چرا باید ساعتها زیر آفتاب بنشینند.
بعضیها دنبال سایه میگردند، بعضیها غر میزنند و فقط هلیکوپتر است که کمکم میفهمد نور خورشید، نیرویی پنهان در دلش بیدار میکند.
اما آدمآهنی، که بیشتر وقتش را در خنکای سایه گذرانده، درست وقتی این راز را میفهمد که خورشید غروب کرده است…
و این آغاز ماجرایی است که به او میآموزد: برای قوی شدن، باید جرئت ایستادن در روشنایی را داشت.