تو باید از اینجا بروی
خال قرمزی بعد از سفرهای طولانی به باغچهای میرسد که رویاییتر از هرجای دنیا است؛
جایی پر از گل، رنگ و نور… اما نه آنقدر مهربان که انتظارش را دارد.
همسایهاش، عنکبوتی منزوی و بداخلاق به نام ویولن، هیچ مهمانی و هیچ دوستی را نمیپذیرد.
با این حال، خال قرمزی با قلب مهربان و نگاه خوشبینش از هر تار عنکبوت، چیزی تازه میسازد:
پردهای زیبا، پتویی نرم… و در نهایت، دوستیای که باغچه را برای همیشه تغییر میدهد.