من روزه ام
مدال طلا
داستان من و جوانهی توی دلم

یکی گفت:«تو که همیشه زنگ تفریح سه تا بیسکویت میخوردی!»😉مریم گفت:«شرط میبندم تا ظهر طاقت نمیاری!»😏 هلیا هم اولش خندید. اما بعد خندهاش یخ زد.انگار کلمهها آرامآرام روی قلبش نشستند.
عید پرواز
نویسندگی
بهانه دوستی
کارت سوخته
وقت آشتی کنان
تمرین خط
چراغ
موتور قلب
اضافه بار