کوچ از جا
«این بار صدا خیلی واضحتر بود. یک صدای بم مردانه.
با یک لحن آرام. نفسش بند آمده بود.
چسبید به دیوار پشت سرش. حتی نمیتوانست جیغ بکشد.
قلبش داشت از سینهاش بیرون میزد.
آب دهانش را به زور قورت داد. فقط سعی میکرد با نگاهش رد صدا را پیدا کند.
یکهو چشمش به آینه افتاد....احساس کرد یک چیزی فرق کرده است.»
کتاب کوچ از جا داستان تمام نوجوان هایی است که از خودشان راضی نیستند! نه صورت و قیافه و تیپ و هیکل خودشان را دوست دارند و نه می توانند توانایی های خودشان را به درستی ببینند و باور کنند. از طرف دیگر با سبک جدیدی از کمال گرایی و سطح بالایی از کیفیت زندگی در فضای مجازی رو به رو هستند که غیر قابل دسترس به نظر می رسد. در میان این دو
گانه زندگی واقعی چه شکلی است؟ آیا ما میتوانیم زندگی واقعی را پیدا کنیم؟ کوچ از جا داستان خودِ خودِ ماست که این وسط سر در گم مانده ایم!