با استغاثه به کجا میرسیم؟ چرا میگن استغاثه کلید ظهوره؟
یعنی خدا ما رو با این همه درد و بلا و مشکل و مصیبت ول کرده و حواسش بهمون نیست؟
چی میشه که بعضیا جواب درخواستهاشون رو از خدا فوری میگیرن و بقیه نه؟
اگه قراره یه جوری خودمون رو از گرفتاریها و مصیبتهایی که واسمون پیش میاد رها کنیم، راهش چیه و با استغاثه به کجا میرسیم؟
اصلا مگه از گریه و زاری کاری برمیاد که دلمون رو به استغاثه خوش کردیم؟
خب اگه فکر کردیم فقط ماییم که توی زندگی با شرایط سخت و عجیب غریب رو به رو میشیم که امانمون رو میبره و نفسمون رو گرفته، لابد یا تاریخ رو درست نخوندیم، یا دینیمون خیلی ضعیفه! چون کافیه یه چرخی توی تاریخ بزنیم تا ببینیم شرایط اضطرار و درموندگی اصلا چیز تازهای نیست!
یعنی حداقل خود خدا قصه کلی از بندههاش رو واسمون مثال زده که غرق مصیبت بودن! اما با یه تفاوت؛ اونم اینکه مشکلشون حل شده و گشایش و فرج توی کارشون اتفاق افتاده! خداییش دیگه ما هر چقدر هم مستاصل و درمونده شده باشیم، نه تا حالا توی شکم ماهی گیر افتادیم و نه همه عالم واسه نابودی ما دست به دست هم دادن! ولی خب هر چیزی راه و رسم و مسیر خودش رو داره و اگه به جای راه خودش، دنبال کارهای من درآوردی بریم، معلومه که به مقصد نمیرسیم!

دلم لرزید
من همهی راهها رو رفته بودم؛
الّا راه آسمون!
پس چرا به نتیجه نمیرسیم؟
میدونین چیه، برای رسیدن به هر نتیجهای باید از راه درستش وارد شد.
خیلی وقتا مشکل از این نیست که مقصد وجود نداره؛ مشکل اینه که ما جاده اشتباهی رو واسه رسیدن انتخاب کردیم. کسی که برای رفتن به مشهد، جاده بندرعباس رو انتخاب کنه، هرچقدر هم که با سرعت بره و ماشینش خوب باشه، آخرش به مشهد نمیرسه. چرا؟
چون اصل مسیر اشتباهه!
حالا ما هم بعضی وقتا توی زندگی دقیقا همین کار رو میکنیم؛ یعنی با تمام توان تلاشمون رو میکنیم، اما توی یه مسیر غلط. بعدش هم تعجب میکنیم که چرا نتیجه نگرفتیم!
اونم نه به خاطر اینکه آدم بدبختی هستیم، یا همه عالم باهامون لج کرده؛ فقط به این دلیل که راه اشتباهی رو واسه رسیدن انتخاب کردیم!
یعنی ما به همون میزانی که به جای خدا نقش غیرخدا رو واسه رسیدن به نتیجه مهم بدونیم، خدا هم به حال خودمون واگذارمون میکنه و احتمال پیروزیمون هم میاد پایین!
حالا درسته که اسباب و عللی که خدا واسمون گذاشته، برامون محترمه؛ ولی خب جز خدا که هیچ موثری توی این عالم نیست! اصلا خود خدا گفته که هرچی میخوایم رو باید از خودش یا واسطههایی که واسمون فرستاده بگیریم!
ما استغاثه رو بلد نیستیم!
واقعیت اینه که ما استغاثه رو درک نکردیم؛ وگرنه خدا مثال خیلی از مردم و پیامبرها رو توی قرآن واسمون زده تا بفهمیم تنها راه رسیدن به گشایش استغاثه است.
چرا؟ چون دست خالی رفتیم جلوی کسیکه همه کاره عالمه و بهش میگیم چیزی نداریم! خب غیر از خدایی که رحمان و رحیمه کی میخواد به فریاد بنده بیکسش برسه؟
بالاخره فرق میکنه بین کسیکه با نهایت درد و اضطرار به خدا التماس میکنه و اونیکه ته دلش میگه بالاخره خودم یه جوری حلش میکنم!
اتفاقاتی هم که توی شرایط مختلف واسه انبیا افتاده شوخی نبوده، ولی خب اونا میدونستن تنها راه نجات از این وضعیت استغاثه و کمک خواستن به خداییه که تمام عالم دست خودشه!
مثل حضرت ایوب علیهالسلام که بعد از اون همه بلا و مریضی و مصیبت به خدا استغاثه کرد و خدا دوباره نعمتها رو بهش برگردوند.
یا قوم حضرت یونس که واسه برگشتن پیغمبرشون توی بیابون جمع شدن و به خدا استغاثه کردن تا خدا حضرت یونس علیهالسلام رو بهشون برگردوند.
یا قوم بنیاسرائیل که به خاطر استغاثه صد و هفتاد سال از عذابشون کم شد.
یا مسلمونهایی که توی جنگ بدر با تعداد کم و دست خالی جلوی کفار قرار گرفتن و با فرشتهها امداد شدن و به پیروزی رسیدن.
خب خدا که این مثالها رو بیخودی و بدون حکمت واسمون نزده! اینا رو گفته تا بدونیم هر وقت به ته خط رسیدیم و فکر کردیم دیگه راهی نیست، اتفاقا به فرج و گشایش نزدیکتریم.

استغاثه فقط مال الان نبوده!
این یه اشتباه بزرگه که فکر کنیم این اتفاقها فقط مال اون زمان بودن و دیگه تکرار نمیشن! در صورتیکه ما توی دوران خودمون هم شاهد یه همچین اتفاقهایی هستیم. یعنی خودمون هم توی هشت سال دفاع مقدسمون یه همچین شرایطی رو تجربه کردیم و با دست خالی جلوی همه دنیا وایستادیم!
کی باورش میشد کشوری که حتی از خودش سیم خاردار هم نداره، بتونه هشت سال جلوی دشمنهایی که همه با هم واسه نابودی ما هم قسم شده بودن، دوام بیاره و حتی یه وجب از خاکش رو هم از دست نده! یا مردم یمن که توی اوج تحریم و محاصره انقدر قدرتمند شدن که واسه دشمن خط و نشون میکشن!
خب وقتی پای خدا بیاد وسط و فقط روی کمک خودش حساب کنیم، نتیجهای میگیریم که خیلی وقتا با دو دوتا چهارتای مادی خیلی جور در نمییاد! هر چی نباشه کار رو به کسی سپردیم که همه کاره عالمه و چون میدونه از خودمون چیزی نداریم، مسیر استغاثه رو جلوی پامون گذاشته!
شرط استغاثه چیه؟
حالا که فهمیدیم راه گشایش استغاثه است، پس چرا هنوز فرجی نشده و اماممون نیومده؟
میدونین فهمیدن اینکه استغاثه دوای دردمونه یه چیزه و درست استغاثه کردن یه چیز دیگه! یعنی همونجور که با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمیشه، با ادای استغاثه رو درآوردن هم به جایی نمیرسیم.
اصلا استغاثه یه شرطی داره که تا محقق نشه، به استغاثه واقعی و درست و حسابی نمیرسیم!
اونم اینکه واقعا کارد به استخونمون رسیده باشه و درد داشته باشیم. حالا یا انقدری عرضه داریم و به رحمانیت و مهربونی رسیدیم که با درد آدمای اطرافمون ما هم درد میکشیم و به استغاثه میفتیم، یا خدا شرایط رو برامون طوری رقم میزنه که به اضطرار و استغاثه بیفتیم.

چجوری به درد برسیم؟
خب طبیعیه کسی که مُسکّن زده و گرفته خوابیده، هیچ دردی رو احساس نمیکنه! ما قبل از هر چیز واسه فهمیدن درد لازمه که بیدار باشیم!
چون فقط یه قلب بیداره که درد خودش و بقیه رو میفهمه! یه قلب بیداره که غم بقیه رو غم خودش میدونه؛ چون به رحمانیت رسیده و بین خودش با بقیه فرقی حس نمیکنه!
فقط یه قلب بیداره که میدونه این همه درد و مصیبت و بلا، از نبود متخصص معصوم و امامه و تنها کسیکه میتونه این عالم رو نجات بده، خود امامه!
واسه همین هم برای اومدن امام به اضطرار و استغاثه واقعی میفته! چون درد نبود امام و غم بچههای امام آزارش میده و کارد رو به استخونش رسونده!
حالا اگه میخوای بدونی چجوری باید به این درد و اضطرار برسی و واسه اومدن امام یه استغاثه واقعی داشته باشی، به چراغ دل بده!