بــرنا منتظر

چرا بودن و نبودن امام واسه ما مهم نیست؟ حالت طبیعی یه آدم چیه؟

4

شماره مجله

چرا بودن و نبودن امام واسه ما مهم نیست؟ حالت طبیعی یه آدم چیه؟

کسیکه واقعا آدم شده و به بلوغ انسانی رسیده، دنبال چیه؟

دقت کردین هرکی توی زندگیش به یه چیزی علاقه داره و قلبش واسه یه چیزایی میتپه؟

خب شاید توی نگاه اول واسمون فرقی نکنه که توی قلبمون رو از چی پر کردیم و خودمون رو با چیا مشغول می‌کنیم؛ ولی اگه قرار باشه همین عشق و علاقه‌ها قیمتمون رو تعیین کنن، دیگه قضیه فرق میکنه!

چون با این حساب عشق‌های ما یه ربط مستقیمی با نتیجه‌ای که قراره واسه خودمون رقم بزنیم پیدا میکنن!

قلبمون رو از چی پر کردیم؟

اگه یادتون باشه گفته بودیم که هر کدوم از بخش‌های وجود ما عاشق یه چیزیه و به یه چیزهایی علاقه داره! یعنی جفت مخصوص به خودش رو داره که باهاش آروم می‌گیره! از پول و چیزهای مادی گرفته تا علم و خدای بی‌نهایتی که دنبالش هستیم.

اما چون قیمت ما به قلبمونه، مهمه که عاشق چی باشیم و قلبمون رو از چی پر کرده باشیم! یعنی اینجوری بگم که هر عشقی توی قلبمون از همه پررنگ‌تر بود، قیمتمون هم همونه! بالاخره فرق میکنه کسی عاشق یه موتور کراس باشه یا عاشق علم و دانش!

چرا از بعضی چیزها خوشمون نمیاد؟

همون جوری که قبلا هم گفته بودیم، هیچ چیزی توی این عالم بی‌حساب و کتاب نیست! یعنی اینکه ما از چیزی خوشمون بیاد یا بدمون بیاد هم واسه خودش قاعده و قانون خودش رو داره! خب ما باید اول از یه چیزی یه درک درست و حسابی داشته باشیم و بفهمیم قضیه از چه قراره تا بتونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم! معلومه اگه واسه خواهر پنج ساله‌مون از سختی‌های کنکور و امتحان هندسه و دیفرانسیل بگیم، هاج و واج نگاه‌مون میکنه و حرفی واسه گفتن نداره! چرا؟ چون هنوز درکی از هندسه و دیفرانسیل نداره و اصلا به بلوغ عقلی نرسیده! 

درست مثل بچه دو ساله‌ای که واسش یه گلدون عتیقه چند صد میلیونی با یه گلدون پلاستیکی فرقی نمیکنه؛ چون اصلا معنی پول و تجمل و مادیات رو نمیدونه و هنوز به بلوغ جمادی نرسیده! با این حساب ما تا توی چیزی بالغ نشیم، نه میتونیم درست درکش کنیم و نه اصلا بهش احساس نیازی پیدا ‌کنیم!

یعنی چی؟ یعنی اگه خیلی اهل علم و سواد نیستیم یا از خوندن و مطالعه فراری‌ هستیم، واسه اینه که توی بخش عقلی هنوز به بلوغ نرسیدیم؛ یا اگه مدام جلوی آینه‌ایم، یا پشت بازو و قدمون رو به رخ همدیگه می‌کشیم، یعنی بخش گیاهی‌مون دیگه بالغ شده!

تا آخرین لحظه‌ی بازی داشتیم حرص می‌خوردیم 
و یه لحظه تو جامون بند نبودیم!!!

تا آخرین لحظه‌ی بازی داشتیم حرص می‌خوردیم
و یه لحظه تو جامون بند نبودیم!!!

مگه بخش انسانی هم بالغ میشه؟

حالا چرا اینا واسه ما مهمه؟ چون بلوغ انسانی‌ و آدم شدنمون مهمه! ما تا بخش انسانی‌مون بالغ نشه، نه نیازی به خدای بی‌نهایت حس می‌کنیم و نه دلتنگش میشیم!

خب شاید واسه یه سنگ و درختی که بخش انسانی نداره و بی‌نهایت واسش تعریفی نمیشه، یه همچین چیزی مهم نباشه، ولی واسه مایی که آدم بودن و نبودنمون به همین بخشه، بالغ نشدنش خسارت محضه!

یعنی چی؟ یعنی حتی اگه پولدارترین آدم روی زمین هم باشیم و توی خوش‌تیپی و مدرک و کلاس کاری هم کسی نتونه باهامون رقابت کنه، تا وقتی خدا و هرچی به خدا وصله، توی زندگی‌مون جایی نداشته باشه، آدم نیستیم! نهایتا می‌تونیم یه شیء خوب، گیاه خوب، حیوون خوب یا خیلی هنر کنیم در حد یه فرشته خوب باشیم، نه یه آدم! چرا؟

چون از اونجایی که خودمون هم از بی‌نهایت اومدیم، آدم بودنمون با اندازه عشقی که به خدا و بی‌نهایت داریم، تعریف میشه! یعنی به اندازه همون بلوغ بخش انسانی و آدمیزادی‌مون!

❗️ماجرا خیلی بزرگتر از یه ناراحتی معمولی بود

قیمت یه آدم به چیه؟

خب تا اینجا فهمیدیم که قیمت هر کسی به قلبشه و عشق‌هایی که باهاشون قلبش رو پر کرده! تنها چیزی هم که به ما قیمت آدمیزادی میده، عشقمون به خداست؛ ولی مسئله اینجاست که خدا رو که به این راحتیا نمیشه پیدا کرد! چرا؟

چون ما که نمی‌تونیم خدای بی‌نهایت رو ببینیم و باهاش رابطه برقرار کنیم؛ چه برسه به اینکه بخوایم بهش شبیه بشیم! ولی خب خدایی که هدف خلقتمون رو شبیه شدن به خودش قرار داده که ما رو به حال خودمون رها نکرده! یه جلوه کامل از خودش رو برامون فرستاده تا بتونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم!

اصلا اگه فکر ‌کنیم بدون مربی و الگویی که خودش به بی‌نهایت رسیده و از بالا و پایین‌های مسیر خبر داره، می‌تونیم به خدا شبیه بشیم، سخت در اشتباهیم. حالا این مربی کیه؟ همون امام معصومی که توی هر زمانی هست و خدا توی قرآن بهش خليفه الهی یا مثل اعلی میگه!

استغاثه واسه چی؟

با این حساب بدون امام معصومی که ما رو به شباهت خدا برسونه و توی این مسیر راهنمایی‌مون کنه، شبیه شدن به خدا و رسیدن به هدف خلقتمون محاله!

پس طبیعیه که الان که امام بینمون نیست و توی غیبته، واسه اومدنش خودمون رو به آب و آتیش بزنیم و به خدا استغاثه[1] کنیم! چون بودن یا نبودن امام برای ما مساوی رسیدن ما به هدف خلقتمون یا نرسیدنمونه! پس اگه امام رو نخوایم و واسه اومدنش تلاش نکنیم، یه جوری حکم سقوط و به فنا رفتن خودمون و بقیه رو امضا کردیم!

پس اگه میخوای اهمیت استغاثه واسه اومدن امام رو درست واست جا بیفته، برو به کهکشان درون!

حواسمون باشه!

ولی خب همون‌جوری که اومدن امام واسه رسین ما به هدف خلقتمون شرطه، رسیدن ما به بلوغ انسانی هم واسه حفظ اماممون شرطه! اصلا امامی که حمایت و وفاداری و همراهی مردم زمانش رو نداشته باشه چجوری می‌خواد حکومت کنه و برنامه‌هاش رو واسه رسیدن مردم به هدف پیش ببره؟

نمونه‌اش هم میشه مردم زمان حضرت علی (علیه‌السلام) که با وجود داشتن امام معصوم، امام رو تنها گذاشتن و باعث شهادتش شدن. چرا؟ چون حرف امام واسشون مهم نبود و اولویت دنیا و چیزهای دیگه واسشون بالاتر بود!

واسه همینم نه فقط امام علی (علیه‌السلام) که تا حالا ۱۳ تا معصوم به خاطر اولویت‌‌های اشتباه مردم زمانشون شهید شدند!

نتیجه فاسق بودن ما!

ببینین مردم یا نخواستن یا نتونستن خودشون رو به استانداردهای یه آدم تراز و طبیعی نزدیک کنن و همین‌جوری فاسق[2] شدند! به جای اینکه خدا و اهل‌بیت و جهاد توی راه خدا که اونا رو به بی‌نهایت می‌رسونه بذارن توی اولویت زندگی‌شون، کلا چسبیدن به دنیا و معشوق‌های محدود!

یه جورایی پدر و مادر و زن و بچه و خواهر و برادر و مال و منال و رسم و رسوم و این چیزها واسشون مهمتر از خدا و امام و جهاد توی راه خدا شد! نتیجه‌ هم این شد که این همه امام‌ شهید شدند و آخرین معصوم هم نزدیک به ۱۲۰۰ ساله که توی غربت و تنهایی و آوارگیه! ما هم عین خیالمون نیست که بجای رسیدن به مقام جانشینی خدا، داریم کلا به فنا میریم!

🫤هر چی من حوصله ندارم،
به جاش حوصله‌ی آقای اکبری توی برخورد با این جور مشتری‌ها خیلی زیاده⚠️

هرچی سر جای خودش!

ولی خب توی اولویت گذاشتن خدا و اهل بیت معنیش این نیست که نباید به خونه و خونواده و این چیزها اهمیت بدیم! اتفاقا هرکی به خدا شبیه‌تره، مهربونتره و محبتش به خونواده‌اش هم بیشتره! ولی مشکل از اونجایی بالا میاد که اولویت‌ها جابه‌جا میشن! یعنی آدما چون بخش انسانی و آدمیزادی‌شون بالغ نشده، دنیا و بخش‌های محدود زندگی رو میذارن توی اولویت زندگی‌شون و امام و خواسته‌هاش رو به کل نادیده می‌گیرن!

چجوری از فسق در بیایم؟

ما تازه وقتی طبیعی میشیم و از فسق درمیایم که امام رو به همه معشوق‌های دیگه‌مون ترجیح بدیم؛ یعنی

ثابت کنیم که اگه پاش بیفته حاضریم همه چیزمون رو فدای اماممون کنیم و از مال و وقت و آبرو و تخصص و عشقمون واسه امام هزینه کنیم! درست مثل کسایی که  از حاضرن از خونه و خونواده‌شون بگذرن و توی راه خدا و امام جهاد کنن!

که البته رسیدن به این بلوغ و آدم شدن خیلی هم ربطی به سنمون نداره و بیشتر از سن به تغذیه و تربیتمون کار داره!

بالاخره یه فرقی هست بین کسیکه خونواده‌اش صبح تا شب دغدغه تجملات و مادیات رو دارن، با کسیکه مدام با خدا و مسجد و هیئت و حرم و اینجور چیزها سروکار داشته! یکی توی بخش جمادی گیر میکنه و اون یکی زودتر به بلوغ بخش انسانی و آدمیزادیش میرسه!

پس اگه میخوای تو هم از اونایی باشی که قیمت دستشون اومده و واسه اومدن امام تلاش میکنن، چراغ رو از دست نده!


[1] دعای با اضطرار

[2] کسی که از حالت طبیعی خودش خارج شده

فایل PDF مقاله رو میتونید از لینک زیر دریافت کنید.

همین حالا نسخه دیجیتال مجله را دانلود کن و به روزترین مطالب را همیشه همراه داشته باش!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

زنگ تفریح

داستان کوتاه

تیک تایید, ویدئو مجلات برنا

آدم حسابی, ویدئو مجلات برنا

تیک تایید, ویدئو مجلات برنا

آخریـن مجله ها مرتبط