تا کی باید استقامت کنیم؟ کف خیابون بودن ما به چی بستگی داره؟
تا الان چند هفتهای میشه که اوضاع ما کلا فرق کرده و یه جورایی سبک زندگیمون عوض شده!
فرقی نمیکنه کجا هستیم و چه کارهایم! چون خودمون رو سرباز این جبهه میدونیم و واسه امنیت کشور و حفظ انقلابی که کلی واسش زحمت کشیدیم و از همه مهمتر انتقام رهبر شهیدمون وسط میدونیم!
ولی خب واسه بعضیا سواله که تا کی باید به این وضع ادامه بدیم و اصلا این کف خیابون بودن ما چه فایدهای داره؟

اگه یک سال پیش بهم میگفتن قراره بین ایران و ابرقدرتهای دنیا جنگ بشه،
هیج جوره باورم نمیشد!!
داریم دقیقا چیکار میکنیم!
ببینین درسته که ما اسم هر شرایطی که توش یه کشوری به کشور دیگه حمله کنه رو جنگ میذاریم، ولی اگه میخوایم بدونیم الان دقیقا توی چه شرایطی هستیم و وظیفهمون چیه، باید یه سری چیزها رو بهتر بفهمیم. اول از همه اینکه ما هیچ وقت شروع کننده جنگ نیستیم، ولی یه جورایی همیشه در حال جهادیم!
حالا فرق جنگ و جهاد چیه؟
توی جنگ پای یکی از منافع مادی و دنیایی درمیونه ولی جهاد یه مبارزه سخت و دائمی با دشمن خداست. البته که جهاد همیشه یه جور نیست و حتی ممکنه یه وقتایی به شکل دفاع باشه! درست مثل شرایطی که الان ما توش هستیم!
اگه یه سری به کهکشان درون بزنی، قشنگ واست معلوم میشه که تعریف دقیق جهاد و استقامت چیه!
ویژگی مخصوص دفاع!
درسته جهادی که باید سلاح دستمون بگیریم و با دشمن بجنگیم فقط به مردها واجبه، اما اگه پای دفاع بیاد وسط، دیگه مرد و زن و پیر و جوون و کوچیک و بزرگ نداریم! چرا؟ چون دفاع به همه واجبه!
پس اینکه کف خیابون هستیم و داریم اینجوری از دین و انقلاب و کشورمون حمایت میکنیم، جدای از اینکه داره عشق ما رو به کشور و رهبر و انقلابمون ثابت میکنه، به هممون واجبه و هیچ منتی هم واسش روی سر کسی نداریم!

تاریخ چی میگه؟
اما واسه اینکه اهمیت کار دستمون بیاد، فقط کافیه یه نگاهی به کل تاریخ بندازیم؛ چون خودش قشنگ نشونمون میده که نتیجه استقامت کردن یا نکردن مردم چی شده؟
مثل جنگ بدر که تعداد مسلمونها یک سوم دشمن بود و تجهیزاتی هم نداشتند، ولی به خاطر استقامت مسلمونها به پیروزیشون ختم شد!
یا مثل جنگ خندق که نسبت مسلمونها به دشمن، یک به سی بود؛ تازه به جز اون همه دشمن خارجی، تهدید نفوذیها و دشمن داخلی هم وجود داشت، ولی با استقامتی که مسلمونها نشون دادند، پیروز میدون شدند. یا همین هشت سال دفاع مقدس خودمون که با استقامت رزمندهها و مردم، تونستیم جلوی کل دنیا وایستیم!
چون سنت خدا اینه که با استقامت ما فرشتههاش رو به کمکمون بفرسته و بهمون آرامش بده؛ آخرش هم پیروز میدونمون بکنه!
دلیل این همه پیروزی!
میدونین چیه، هرکی ندونه دیگه خود ما اینو فهمیدیم که برکتهای استقامتی که تا الان داشتیم چی بوده! یعنی یه جورایی هرچی پیروزی تا الان خدا بهمون داده، واسه همین استقامتی بوده که توی میدون جهاد و کف خیابون از خودمون نشون دادیم! ولی مهم اینجاست که توی استقامتمون کم نیاریم و تا وقتیکه رهبرمون میگه و فتنه کلا از بین نرفته، سنگرمون رو توی خیابونها حفظ کنیم!
بالاخره یه دلیلی داشته که خدا کلید پیروزی رو توی استقامت گذاشته دیگه!
پس بود و نبود ما توی خیابون رو فقط رهبرمون تعیین میکنه و تا اومدن دستور بعدی از رهبر، جاییکه بهمون سپرده شده رو رها نمیکنیم!

وقتی دیدم قراره با علیآقا وانتی برم دنبال نذریهای موکب،
خیلی کفری شدم!
فکر کردم من رو فرستاده دنبال نخود سیاه!
اگه استقامت نکنیم چی میشه؟
ولی خب همون جوری که پیروزی استقامت شیرینه، استقامت نکردن هم میتونه وحشتناک و خطرناک باشه! مثل مردمی که امام حسین علیهالسلام رو یاری نکردن و گرفتار قتل عام یزید توی مدینه و حاکمی مثل عبیدالله توی کوفه شدن! الان هم بعد از 1400 سال هنوز داریم تاوان اینکه امام و رهبرمون رو واسه تشکیل یه حکومت الهی یاری نکردیم، میدیم!
یعنی استقامت نکردن ما نه فقط باعث ترس و غم و اضطرابمون میشه، که باعث میشه طاغوت بهمون حاکم بشه و کلا دنیا و آخرتمون رو به فنا بده!
حواسمون نباشه زمین میخوریم!
اما خب اینکه تا الان استقامت کردیم و دست برتر میدون جنگ هم با ما بوده، دلیل نمیشه که تا آخرش هم قضیه همینجور بمونه! فقط کافیه که یه خورده غرور برمون داره و فکر کنیم خودمون این وسط کارهای بودیم، که دچار غفلت بشیم! یعنی درست اون لحظهای که به جای خدا، خودمون رو دیدیم و فکر کردیم این موفقیتها رو خودمون رقم زدیم، به فنا میریم!
اصلا غرور واسه استقامت و پیروزیمون سمه؛ چرا؟ چون جلوی دعا و توسلمون به خدا رو میگیره و حسابی از خدا غافلمون میکنه!
یعنی همونجوری که باید خودمون رو واسه همه چی آماده کنیم و اگه یه وقت اوضاع جوری که انتظارش رو داشتیم پیش نرفت، ناامید نشیم؛ به همون اندازه هم باید مراقب غرور باشیم و گرفتار غفلت نشیم! چون اگه خدا رو فراموش کنیم، خدا خودش جلوی پیروزیمون رو میگیره!
فقط با مراقبت از غرور و ناامیدیه که میتونیم یه استقامت طولانی و خفن داشته باشیم و از دور خارج نشیم! که البته شیطان هم بیکار ننشسته و مدام در تلاشه که ما رو از یه طرف بندازه!

با این کشیدهای که خدا زد زیر گوشمون،
قشنگ فهمیدیم که….
واسه خدا چی مهمه؟
میدونین چیه، باید ببینیم که خدا به این قضیه داره چجوری نگاه میکنه؟! واسه خدا این مهمه که ما فقط کف خیابون باشیم، یا از همه این قضیهها داره چیز دیگهای رو دنبال میکنه که باید حواسمون به اون باشه؟ ببینین واسه خدا مهمه که ما بتونیم حکومت صالحان رو تشکیل بدیم؛ انقدر هم این قضیه مهمه که خدا حاضره واسش کلی هزینه بده! از شهادت حضرت زهرا و کشته شدن امام حسین توی کربلا و آوارگی بچههای پیغمبر گرفته تا تک تک شهیدهایی که تا الان دادیم و داغشون هیچ وقت از دلمون بیرمون نمیره، مثل رهبر شهیدمون!
حالا چرا؟ تا ما به خودمون بیایم و فهم و بصیرتمون انقدری بشه که توی قد و قواره حکومت صالحان باشیم! سادهاش میشه اینکه یا زودتر خودمون رو به استانداردهای لازم حکومت صالحان میرسونیم، یا مجبوریم انقدر کشته بدیم و بلا و مصیبت بکشیم تا به یه همچین حد و اندازهای برسیم!
چون فقط توی یه همچین حکومتیه که آدما نجات پیدا میکنن و به اون هدفی که خدا واسشون در نظر گرفته میرسن!

وقتی فکر میکنم که دکتر چگینی شهید شده،
برام عجیبه که کارای بیمارستان
بدون اینکه برای بیماری مشکلی پیش بیاد
بیوقفه داره انجام میشه
صالحها کیا هستن؟
حالا این وسط اونایی که قراره حکومت صالحان رو تشکیل بدن، کیا هستن و چه ویژگیهایی دارن؟
اگه بخوایم بیشوخی با هم دیگه حرف بزنیم، بالاخره الان وسط جنگیم و معلومه که این وسط هم حلوا پخش نمیکنن! یعنی همون قدری که ممکنه واسمون اتفاقی نیفته و سالم بمونیم؛ همون قدر هم ممکنه یه موشک بخوره وسط دار و ندارمون و یهو همه چیزمون رو به باد بده! یا اصلا گرفتار یه مصیبتی بشیم که تحملش واسمون خیلی سخته!

الان وقت ماتم و عزاداری نیست!
ولی وسط این سختیا همه که یه جور رفتار نمیکنن!
بعضیا کافیه دو تا چیز بر وفق مرادشون نباشه که همه عالم و آدم رو به هم بریزن! بعضیا هم شرایط سخت و آسون و شکست و پیروزی واسشون فرقی نداره! اون چیزیکه توی این نبرد آخر واسشون مهمه، اینه که به وظیفهشون درست عمل کنن! یعنی اگه شکست بخورن آرامششون به هم نمیریزه؛ اگر هم پیروز بشن، هنوز شاد و آرومند! چجوری؟ چون توحیدشون زیاده و رابطهشون با خدا با این بالا و پایینها تکون نمیخوره! راحت بگیم، فقط تکیهشون به خداست! حکومت صالحان هم قراره به دست خودشون رقم بخوره! چون نه فقط خودشون به خدا تکیه میکنن و توی شلوغیها گمش نمیکنن، که میخوان دست همه مردم عالم رو هم توی دست خدا بذارن و به هدفی که واسش خلق شدن، برسونن!
الان هم اگه میخوای بدونی وظیفمون توی این مرحله از جنگ چیه، بذار چراغ قضیه رو واست روشن کنه!