بــرنا منتظر

بالاخره بجنگیم یا صلح کنیم؟ مگه با صلح کردن زندگیمون راحت تر نمیشه؟

9

شماره مجله

بالاخره بجنگیم یا صلح کنیم؟ مگه با صلح کردن زندگیمون راحت تر نمیشه؟

الان تکلیفمون دقیقا چیه؟ باید بجنگیم یا صلح کنیم؟

سرعت اتفاق‌هایی که داره میفته انقدر بالاست که اگه یه خورده غافل بشیم، معلوم نیست چه بلایی سرمون میاد! چون توی یه جنگ ترکیبی و همه‌جوره هستیم که فقط یه بخشش رو می‌بینیم و خیلی از چیزهاش کلا از چشم‌مون دوره! حالا وسط همه این اتفاق‌ها ممکنه کلی سوال هم واسمون پیش بیاد که وضعیتمون رو از اینی که هست، سخت‌تر بکنه!

مثل اینکه ما الان دقیقا وظیفه‌مون چیه؟

یا واسه رسیدن به چی داریم می‌جنگیم؟

یا اینکه توی یه همچین شرایطی، اصلا باید بجنگیم یا صلح کنیم؟

خب طبیعیه که این وسط هرچی دلیل‌هامون محکم‌تر باشه، هم استقامتمون بهتر میشه و هم به هدف نزدیکتر میشیم!

باید به هدف برسیم!

خب قبلا هم گفته بودیم که همه این کارهایی که داریم می‌کنیم، یه هدف بیشتر نداره که اونم رسیدن ما به هدف خلقتمونه! ولی خب معلومه که تک و تنها نمیشه به این هدف رسید! یعنی واسه رسیدن نه فقط به امامی احتیاج داریم که الگو و راهنمای ما توی این مسیره؛ که یه بستری میخوایم که توی اون امام بتونه ما رو به این هدف برسونه، که میشه همون دولت کریمه‌!

حالا درسته که حکومت ما هنوز با شاخصه‌ها و ملاک‌های دولت کریمه امام فاصله داره، ولی خب تنها حکومت الهیه که تونستیم بعد از دوران امیرالمومنین تشکیل بدیم! واسه همینم این همه واسمون مهمه و حاضریم واسه نگه داشتنش استقامت کنیم، از خواب و خوراک بیفتیم و شب تا صبح وسط خیابون‌ها باشیم!

مبارزه با چیزی که ممکنه دیده نشه،

یا چیزی که به ظاهر از بین رفته،

به نظر  خیلی سخت و طاقت‌فرسا میاد!

یه جنگ وجودی!

البته این وسط طاغوت هم بیکار ننشسته و هرجوری هست میخواد جلوی این اتفاق رو بگیره! چون دیگه واسه همه واضحه که منفعت شیطان و طاغوت توی برپایی حکومت الهی نیست! واسه همینم از اولش کم یا زیاد حقیقت خودش رو نشون داده و از هیچ تلاشی واسه نابودی حق دریغ نکرده! چون کارش با برپا شدن یه همچین تمدنی تمومه و کلا به فنا میره!

خبرهایی که خوندم انقدر عجیب بود

که تمام وجودم رو پر از اضطراب نگرانی کرده بود.

اصلا به خاطر همینه که میگن جنگی که الان توشیم، یه جنگ وجودیه! چون آخرش یا ما پیروز میدونیم و اون آینده روشن رو رقم میزنیم، یا اینکه دشمن برنده میدون میشه و پیروزی حق عقب میفته!

 چون خدا که خودش از قبل گفته که پیروزی حق قطعی و حتمیه! ولی اگه ما این جنگ رو ببازیم، معلوم نیست اماممون چند سال دیگه توی غربت و آوارگی می‌مونن، چقدر دیگه باید هزینه بدیم و چندتا از بچه‌های اماممون قراره توی نبود یه متخصص معصوم به فنا برن؟!

اگه میخواین راجع به جنگی که الان داره اتفاق میفته و اهمیتش واسه ما بدونین، کهکشان درون این هفته رو از دست ندین!

الان چیکار کنم؟

خب مهمه که وسط این پیچ‌ها و بالا و پایین‌های تند آخرالزمانی، دستگیره‌ها و جاهای محکمی داشته باشیم که اول از همه جلوی سقوط خودمون رو بگیریم و بعدش هم مانع سقوط بقیه بشیم!

مثلا می‌دونیم که؛

• اول و آخرش باید کارمون با دعا و استغاثه پیش بره!

• هر اتفاقی هم که بیفته باید حواسمون به امر و خواست رهبرمون باشه و پشت رهبرمون رو خالی نکنیم!

• هر چی که اتحادمون رو به هم میزنه و بینمون جدایی میندازه، بندازیم دور!

• باید توی راه خدا استقامت کنیم، تا خدا کمک‌هاش رو واسمون بفرسته و پیروزمون کنه!

• به خدا اعتماد کنیم و با اینکه همه تلاشمون رو می‌کنیم، روی هیچ چی غیر خدا حساب نکنیم!

• بدونیم که دشمن‌های خدا جز نابودی ما چیزی نمی‌خوان و زنده موندنشون توی نابودی ماست؛ واسه همینم توی هر شرایطی باید مراقب رفتارهاشون باشیم، حتی وقتی میگن به ما کاری ندارن!

البته اینم چیزی نیست که از خودمون در آورده باشیم‌ها! خدارو شکر هم خدا توی قرآن بهمون گفته و هم تجربه بهمون ثابت کرده!

عماد که از ایران تعریف می‌کرد، ته دلم می‌گفتم: «هه! داداش اینا  رو که خودمم می دونم!»

توی چه وضعیتی هستیم؟

خب الان دقیقا اوضاع ما چجوریه؟

واقعا بین یه «زندگی راحت با صلح» و یه «زندگی سخت با جنگ» گیر کردیم؟

یعنی اگه صلح کنیم همه چی توی زندگی‌مون گل و بلبل میشه و اگه بجنگیم فقط خودمون رو توی یه چاه بزرگتر انداختیم؟

خب معلومه هر آدم عاقلی دلش میخواد یه زندگی راحت و همراه با صلح و آرامش رو بگذرونه؛ ولی خب همیشه هم که صلح باعث آرامش‌مون نمیشه! مثلا با یه دشمنی که نمیشه بهش اعتماد کرد و هر لحظه ممکنه بزنه زیر عهد و پیمون خودش که نمیشه آرامش داشت! پس اون کسی که آگاهانه و از روی دو دوتا چهارتا میگه باید بجنگیم، نه خشن و آرمان‌گراست، نه نسبت به زندگی و کسب و کار مردم بی‌تفاوته! فقط داره دو قدم جلوتر رو میبینه و نمیخواد به اسم آتش‌بس و صلح، مردم گرفتار یه جنگ دائمی بشن و کلی هزینه‌ بدن!

باید برای هر تغییر تاکتیکی آماده باشم!

وظیفه ما چیه؟

حالا این وسط چرا باید حواسمون رو خیلی جمع کنیم؟

چون رهبرمون توی تصمیم‌‌هاشون همیشه مراعات اکثر مردم رو میکنن!

یعنی چی؟ یعنی حتی اگه نظر خودشون هم چیز دیگه‌ای باشه، اگه مردم آماده نباشن یا نظر دیگه‌ای داشته باشن، این نظر مردمه که واسشون مهمه! درست مثل همون کاری که پیغمبر و امام علی می‌کردن! چرا؟ چون این وسط اون چیزی که خیلی مهمه، رشد مردمه!

پس اگه ما می‌خوایم پیروز این میدون باشیم و به هدف برسیم، باید به هم کمک کنیم تا هممون به یه رشد و بلوغ درست حسابی برسیم و بفهمیم الان چند چندیم!

چجوری به قضیه نگاه کنم؟

با این حساب، با این دشمن وحشی و غیرقابل اعتمادی که داریم، یه چیز باید واسمون خوب جا بیفته! اونم اینکه اگه دنبال یه زندگی راحت مادی هستیم و میخوایم آرامشمون بیشتر باشه، باید بجنگیم و تا نابودی کامل دشمن استقامت کنیم!

اگر هم هنوز نمی‌دونیم که باید بجنگیم یا صلح کنیم و همش دنبال یه راهی واسه سازشیم که باید منتظر یه زندگی سخت و سخت‌تر باشیم؛ چون با دشمنی طرفیم که با پایین رفتن هر آب خوشی از گلومون مشکل داره و تا ما رو به کلی از صحنه روزگار محو نکنه، دست از سرمون برنمیداره!

حالا اگه میخوایم بفهمیم چه راهی رو در پیش داریم و باید خودمون رو واسه چه شرایطی آماده کنیم، از چراغ کمک بگیریم!

فایل PDF مقاله رو میتونید از لینک زیر دریافت کنید.

همین حالا نسخه دیجیتال مجله را دانلود کن و به روزترین مطالب را همیشه همراه داشته باش!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

زنگ تفریح

داستان کوتاه

آدم حسابی, ویدئو مجلات برنا

آدم حسابی, ویدئو مجلات برنا

عجیب غریب, ویدئو مجلات برنا

آخریـن مجله ها مرتبط