چرا کسی که قلبش سالمه وسط جهنم هم چیزیش نمیشه؟
تا حالا به این فکر کردین که جهنم چجور جاییه؟!
یه جاییه مثل یه سیاهچال پر از مواد مذاب که هرکی تو زندگیش اشتباه کرده میبرن میندازن اونجا؟!
یعنی خدا ما رو نمیبخشه و اجازه میده اونجا بسوزیم؟!
جدی جدی داستان جهنم چیه و جهنم کجاست؟
این هفته میخوایم در مورد همین حرف بزنیم؛ همراهمون باش!
بعید میدونم راحت بتونیم کسی رو پیدا کنیم که راجع به جهنم هیچ چی نشنیده باشه، ولی خب معمولا برداشت آدما هم نسبت به جهنم و اینکه جهنم کجاست، با هم فرق داره!
مثلا بعضیا فکر میکنن جهنم یه جای داغ و سوزان توی اعماق زمینه،
بعضیا هم فکر میکنن اصلا وجود خارجی نداره؛ اما اگه راستش رو بخواین شکل و شمایل جهنم هرکس کلا به کارها و عملهاش توی دنیا و اندازهای که با شرایط اون دنیا هماهنگه، بستگی داره؛ آخه ما بیخودی که انقدر راجع به مهم بودن ابزار و ابزارسازی واسه اون دنیا حرف نزدیم!
دقت کردین هر کاری اگه توی زمان خودش انجام بشه، هم فایدهاش بیشتره و هم دردسرش کمتر!
مثلا اگه وقتی که باید بنزین بزنیم، بیخیال باشیم؛ معلوم نیست واسه دو لیتر بنزین وسط جاده باید چه دردسری بکشیم ؟! یا اگه به موقع درسمون رو نخونیم، معلوم نیست بعدا چه مصیبتی باید بکشیم واسه جبران تنبلیهامون! رفتن ما به جهنم هم یه جورایی محصول بیخیالیها و آماده نبودنمون واسه شرایطیه که باید باهاش هماهنگ باشیم، اما نیستیم! یعنی جهنم مثل یه بیمارستانه واسه برطرف کردن عیب و ایرادها و کوتاهیهایی که باید توی دنیا برطرف میشدن، ولی با خودمون بردیمشون اون دنیا!

درمان اجباری همیشه هم بد نیست!
بازم قانون نسبت
درست مثل یه جنین که اگه خودش رو اونجوری که باید واسه دنیا آماده نکرده باشه، مجبوره بعد از به دنیا اومدن یه مدتی تشریف ببره بیمارستان تا خودش رو با شرایط دنیا میزون کنه، یه همچین قاعده و قانونی واسه اون دنیای ما هم هست؛ آفرین با قانون نسبت! واسه همینم به جهنم میگیم بیمارستان آخرت! چون اگه تولدمون به اون دنیا سالم نباشه، باید اونقدری توی جهنم که حکم بیمارستان آخرت رو داره سر کنیم تا شرایط رفتن به بهشت رو داشته باشیم!
ولی خب به همون نسبت که آخرت خیلی بزرگتر و خفنتر از دنیاست، درد و رنجی هم که باید توی بیمارستانش تحمل کنیم، خیلی بیشتر و سختتر از بیمارستانهای دنیاست! یعنی دقیقا اونجا هم قضیه «الهی پای هیچکی به بیمارستان باز نشه!»، برقراره!
البته کسی هم به زور نمیخواد ما رو توی جهنم یا بیمارستان آخرت نگه داره! یعنی همونجور که تا مشکل یه نفر برطرف بشه از بیمارستان مرخصش میکنن، ما هم به محض برطرف شدن مشکلمون میتونیم از بهشت و امکاناتش استفاده کنیم!

بالاخره سالمم یا نه؟
حالا این وسط کیه که تعیین میکنه سالمیم یا بیمارستان لازم؟ میدونین چیه، اصلا لازم نيست کسی بهمون آدرس بده که جهنم کجاست، یا ما سالمیم یا نه! چون همین که پامون رو بذاریم اون دنیا خودش خود به خود معلوم میشه که چه قدر با اونجا هماهنگیم و چه قدر ناهماهنگ! یعنی همون جور که اگه یه چیزی توی بدنمون کم و زیاد بشه، بدنمون یه جوری داد و هوار میکنه که همه میفهمن کمبود قند داشتیم یا چربیمون زیاد شده، اگه با شرایط آخرت هم جور نباشیم، مشکلمون سریع خودش رو نشون میده و با اجازهتون به بیمارستان جهنم راهنماییمون میکنه!
چون همونجوری که دنیا واسه یه آدم سالم طراحی شده و اگه سالم نباشیم خودمون اذیت میشیم؛ شرایط و امکانات بهشت هم واسه یه فرد سالم در نظر گرفته شده؛ نه یکی که با هزارتا درد و مرض و کینه و حسادت پا شده اومده آخرت یا اون ابزارهای حداقلی که باید با خودش میاورده رو نیاورده! حالا اینجا مشکل از خودمونه یا بهشت؟
خب معلومه که از خودمون!

توی دنیا هم ممکنه مجبور بشیم، تاوان خرابکاریهایی که سر قلبمون در آوردیم رو بدیم
و البته خوش به حال کسی که توی همین دنیا تاوان کاراش رو بده و برای آخرت آماده بشه.
بیمارستان کارش چیه؟
گفتیم بیمارستان همونجوری که از اسمش پیداست جای افراد ناسالم و بیماره؛ اونایی که قراره مشکلشون برطرف بشه و با شرایط دور و برشون سازگار بشن! اگه آسیب دیدن و عیب و ایرادی پیدا کردن، مشکلشون رو حل کنن و درمان بشن؛ یا اگه یه چیزی توی بدنشون زیاد و کمه با دارو و جراحی و این مدل کارها میزونش کنن!
درست مثل همون کاری که قراره جهنم بیمارستان آخرت واسهمون بکنه! یعنی با هر وسیله و روشی که صلاحه عیب و ایرادهای ما رو برطرف کنه و هروقت که اوضاعمون رو به راه شد، ما رو بفرسته بیرون!
اما خب اول و آخرش بیمارستان واسه کسائیه که بالاخره یه مشکلی دارن! حالا یا بعد از اینکه یه مدتی توی بیمارستان بودن درمان میشن و نجات پیدا میکنن؛ یا به خاطر نوع و شدت و تعداد مشکلها و بیماریهاشون، باید حالا حالاها سختی دوا و درمون رو تحمل کنن؛ البته بعضیا هم هستن که این وسط کلا از بیمارستان مرخص نمیشن و نهایتا از یه بخشی میرن یه بخش دیگه! یعنی انقدر شرایطشون بده که هرجوری هم حساب کنیم، امکان دوام آوردن بیرون از شرایط بیمارستان رو ندارن!
شرایط محیطی بیمارستان
درسته که بیمارستانها هرکدومشون بسته به کاری که دارن انجام میدن یه سر و شکلی دارن؛ ولی خب شرایط کلیشون مثل شرایط همون جائیه که توش قرار گرفتن! مثلا نمیشه بیمارستانمون توی قطب شمال باشه و انتظار داشته باشیم آب و هواش معتدل و مرطوب ساحلی باشه! یا فکر کنیم چون فلان جا بیمارستانه پس گرد و خاک و هوای آلوده شهر حق نداره توش بره!
با اجازهتون اصلا یه همچین خبرهایی نیست! یعنی درسته که توی بیمارستانها رو یه جورایی با اوضاع و احوال مریضها و شرایطشون هماهنگ میکنن، اما قرار نیست محیط کلی بیمارستان هم با اونجایی که توش قرار گرفته فرق بکنه! حالا چه اصراری داریم که این جا بیفته؟
چون فهمیدنش دقیقا به اینکه بفهمیم جهنم کجاست و شرایطش چجوریه، ربط داره!
میدونین چیه برخلاف تصور خیلیا که فکر میکنن جهنم یه جای دور از بهشته، باید خدمتتون عرض کنم که جهنم یه جای جدا و مستقل نیست و دقیقا یه قسمت از بهشته! منتها اون قسمتیه که واسه کسایی که شرایطشون با بهشت هماهنگ نیست، تدارک دیده شده! درست مثل بیمارستانهای دنیا که با اینکه وسط دنیا هستن؛ اما مخصوص اونایی هستن که شرایطشون با شرایط معمول دنیا جفت و جور نیست!
آخه میدونین چیه؟ توی حالت پیش فرض، آخرت و اون دنیا واسه یه آدم سالم طراحی شده؛ اگه هم کسی سالم نباشه، خودشه که عذاب میکشه! درست مثل غذایی که توی حالت عادی واسه آدم سالم درست میشه، نه واسه کسی که هزارتا مشکل قلبی و معده و از اینجور حرفا داره!

و بعله کسی که خودش رو برای شرایط زندگی سالم آماده نکنه؛ باید هم برای جریمه شدن آماده بشه!!
اگه سالم باشی، سختی نداری!
اصلا به خاطر همینه که آدمای سالم توی بیمارستان مشکلی ندارن؛ یعنی هر چه قدر هم که یه بیمارستانی خفن باشه و مریضای توش بدحال باشن، به یه آدم سالم که درد و سختی وارد نمیشه، به جز به خاطر = دیدن آدمای بدحالی که توی بیمارستان بستری هستن.
چرا؟ چون یه آدم سالم با شرایط کلی اون جایی که بیمارستان توشه جوره!
ولی خب واسه مریضها که اینجوری نیست! یعنی همون آب خنکی که دکتر توی بیمارستان میخوره و یه آخيش از ته دل میگه، ممکنه واسه مریضی که دهنش زخمه از صد تا تیغ تیزتر باشه! یا همون هوایی که همه پرستارها دارن نفس میکشن و خیلی هم خوب و خنکه، ممکنه واسه کسی که بدنش سوخته خیلی هم داغ و سوزاننده باشه! حالا اینجا توی کهکشان درون آقای زارع بیشتر توضیحش دادن براتون.
این عیب و ایرادها تاحالا کجا بودن؟
حالا چجوری میشه که این همه عیب و ایراد داشته باشیم و خودمون هم نفهمیم؟ چون توی جایی بودیم که مخصوص ساختن بوده، نه واسه دیدن نتیجه! خب ما تا پشت فرمون نشینیم که معلوم نمیشه رانندگیمون چجوریه؟ یا تا شروع به حرف زدن نکنیم که معلوم نمیشه چقدر چیز بارمونه!
تا وقتی هم که توی محیط رحمی دنیا باشیم که عیب و ایرادهامون معلوم نمیشه! مگر اینکه یه آیینه برداریم و خودمون و عیب و ایرادهامون رو توش ببینیم که اگه یه خورده صبر کنین به وقتش راجع به این
مدل آیینهها هم باهم حرف میزنیم. فعلا با دقت و تمرکز بریم سراغ چراغ:
یک پاسخ
فوق العاده