هماهنگ بودن با شرایط جایی که داریم بهش سفر میکنیم چه قدر اهمیت داره؟
تا حالا اسم فن سنجاب پرنده به گوشِت خورده؟
به نظرت «محمدعلی گرایی» چهقدر تمرین و تکرار کرده
تا تونسته این فن رو یاد بگیره و هر وقت دلش خواست حریفاش رو باهاش ضربه فنی کنه؟
بله! سالها تمرین لازمه تا آدم بتونه اسم قهرمان کشتی رو به دست بیاره و این اسم معنیش اینه که این ورزشکار تواناییهای یه قهرمان رو به دست آورده و میتونه در سطح جهانی رقابت کنه؛ پس کسب اسم یعنی به دست آوردن یه سری توانایی.
حالا این دقیقا یعنی چی؟
توی این شماره توضیح میدیم.
دقت کردین که زندگی توی هر محیطی اول از همه یه سری شرایط و لوازم میخواد؟ مثلا نمیتونیم بدون لباس غواصی و کپسول اکسیژن خیلی زیر آب بمونیم، یا با تیشرت و دمپایی بریم فضا! اگه میخوایم توی دنیا راحت باشیم؛ باید با خودمون چشم و گوش و معده و اینجور چیزها رو آورده باشیم که میشن ابزار زندگی توی دنیا!
اگر هم قراره بعد از اینجا بریم اون دنیا، بازم توی اصل ماجرا فرقی نمیکنه؛ یعنی هنوز ابزار اون دنیا رو میخوایم! ولی خب اونجا دیگه این دست و پا به دردمون نمیخوره و یه ابزاری میخواد که با شرایط آخرت جفت و جور باشه.
خداییش هر ابزاری رو که نمیشه واسه هرجایی استفاده کرد؛ مثلا اگه داریم کوهنوردی میکنیم و از صخره بالا میریم، ملاقه و فازمتر که به دردمون نمیخوره؛ اونا ابزار آشپزی و برقکاری هستن، نه کوهنوردی!
خب واسه آخرت هم باید یه چیزی ببریم که اونجا به کارمون میاد و با شرایط اونجا هماهنگه، نه هر چیزی که چشممون رو گرفته، یا توی دنیا کارمون رو راه مینداخته! مثل اینکه آدم فکر کنه چون توی شکم مادرش بندناف خیلی مهم بوده، اینجا هم هنوز باید بندنافش رو نگه داره و دنبال خودش اینور و اونور ببره!

مشکل ما چیه؟
اصلا میدونین مشکل ما چیه؟ مشکل اینجاست که از وقتی چشممون رو باز کردیم همه ابزارهامون دم دستمون بودن و اون موقعی هم که داشتیم میساختیمشون جزء عمرمون حساب نمیشده؛ در نتیجه اصلا فکر مبارکمون رو به اینکه این ابزارها کی و چجوری درست شدن، مشغول نمیکنیم!
کلا خودمون رو توی حالت پیش فرض بدون ابزار تصور نمیکنیم؛ واسه همینم خیلی به فکر ساختن ابزار اون دنیا نیستیم!
نتیجه هم این میشه که به جای ابزارسازی واسه اون دنیا، بیشتر سراغ چیزهایی میریم که توی همین دنیا به دردمون میخورن و تا پامون رو از اینجا بذاریم بیرون، دیگه از ارزش و اعتبار میفتن! خب اگه توی دنیا شیش مدل بنز و بیام و و بوگاتی داشته باشیم، ولی توی خونه اصلیمون یعنی آخرت ابزاری که ما رو دو قدم اونورتر برسونه نداشته باشیم، به چه دردی میخوره؟

با ادا اطوار و کلاه و پیشبند، کسی سرآشپز نمیشه!!
سوء تفاهم نشه!
البته یه وقت سوء تفاهم نشهها؛ ما نمیگیم خونه و ماشین و پول و مدرک و این چیزها بده! اینا توی زندگی ما لازمه و تنبلی توی به دست آوردنشون هم اشتباهه! ولی خب مهمه که مدل و حد و اندازه وقت گذاشتن براشون چه قدر و چجوری باشه!
یعنی هم دنیامون رو باهاشون بگذرونیم، هم خود این مال و مقام و علم و آبرومون رو یه جورایی صرف به دست آوردن ابزارهایی کنیم که به درد آخرتمون میخورن!
یه قلب سلیم میخوام
اگه یادتون باشه قبلا گفته بودیم که تنها ابزار اون دنیا و تنها داراییمون توی آخرت چیه؟ آفرین، یه قلب سلیم!
(که البته با این قلبی که داره سمت چپ سینهمون تالاپ تولوپ میکنه، کلا فرق داره!)
یعنی یه جورایی میگه اوضاعمون از چه قراره و با چه سر و وضعی قراره پامون رو بذاریم اون دنیا؛ سادهاش میشه اینکه معلوم میکنه حقیقت وجودمون چه شکلیه!
حالا کِی میتونه سالم باشه؟ وقتی که توی دنیا ابزارهای مناسب واسه یه زندگی راحت توی آخرت رو کسب کرده باشه؛ یعنی به دست آوردن و تمرین همون اسم و صفتهایی که خدا توی وجودمون گذاشته و قراره که توی باشگاه دنیا شکوفاشون کنیم!
حالا اینکه این اسمها دقیقا چی هستن و چجوری به دست میان، اگه یه خورده صبر کنین، قشنگ معلوم میشه!

تو واسه خودت چه اسمی انتخاب کردی؟!
اسم چیه؟
اگه فکر کردین اسم به دست آوردن راحته و همین جوری الکی به دست میاد، حتما اسم رو با یه چیز دیگه اشتباه گرفتین! آخه الان که دیگه بچه نیستیم که یه دقیقه بگیم پلیسیم و دو دقیقه بعد ادعای خلبان بودن بکنیم؛ دیگه میدونیم به دست آوردن هر کدوم از این اسمها کلی زحمت داره و الکی الکی به دست نمیاد؛ یعنی تا توی چیزی مهارت نداشته باشیم و جزء داراییهامون نشه نمیتونیم ادعایی واسه به دست آوردنش داشته باشیم!
حالا اینکه بعضیا فکر میکنن همینکه یه چیزی رو بدونن کافیه و دیگه لازم به تمرین و این جور زحمتها نیست، همونقدر خندهداره که یه نفر به جای تمرین واقعی بخواد با روزی چهار پنج ساعت پلی استیشن بازی کردن، سطح فوتبالش رو از مبتدی به قهرمانی برسونه؛ یا واسه وزنه بردار شدن صد تا فیلم آموزش وزنهبرداری ببینه ولی توی عمرش سنگینتر از یه بسته چیپس بلند نکرده باشه!
بله، فقط دونستن یه چیز کافی نیست؛ دونستن ما وقتی به دردمون میخوره که باعث تواناییمون بشه؛ اونم کی اتفاق میفته؟ فقط با یه تمرین درست و مداوم! همون چیزی که میتونه کمک کنه اول از همه یه صفت باحال به دست بیاریم و بعد از اینکه توش قوی شدیم، به یه اسم برسیم.
اسم همون ابزاره!
پس همون جوری که ما واسه زندگی توی دنیا یه سری ابزار میخوایم که باید قبل از به دنیا اومدن و از توی شکم مادر میساختیمشون، واسه اون دنیا هم یه سری ابزار میخوایم؛ که میشن همون اسم و صفتهای خدا که باید اینجا کسبشون کنیم! هر کدوم از این اسمها یه وسیله هستن واسه استفاده کردن از امکانات خفن آخرت!
یعنی هرچی بیشتر اسم داشته باشیم و توی این اسمها قویتر باشیم، توی آخرت هم اوضاع و احوالمون بهتره!
البته اینم بگما که کسب کردن یا نکردن اسم همچین اختیاری هم نیست؛ چون اگه یادتون باشه گفتیم دنیا یه باشگاهه و ما کلا اومدیم که زیر نظر مربی همین اسمها رو کسب کنیم؛ حالا اینکه اگه یکی کسب اسم و ابزار اون دنیا رو جدی نگیره و خودش رو بزنه به بیخیالی چه بلایی سرش میاد، قراره توی مجله بعد باهم راجع بهش حرف بزنیم، فعلا حواست رو بده به چراغ تا بعد: