چرا فهمیدن نحوه حساب کتاب کارهامون توی آخرت مهمه؟
تا اینجای کار،
هم خودمون رو شناختیم و فهمیدیم توی این دنیا چه کارهایم،
هم فهمیدیم قراره کجا بریم و واسه اینکه یه تولد سالم داشته باشیم باید چی کار کنیم؛
اصلا چه چیزهایی جزء اعمال و داراییهامون به حساب میان و چیا هستن که توی این دنیا باعث رشد و قدرتمون میشن!
ولی خب اینکه واسه کارهایی که کردیم
قراره چه اتفاقهایی بیفته
و به قول معروف حساب کتاب کارهامون قراره چه شکلی باشه،
چیزی بود که توی این چند هفته آخر واسمون معلوم شد!
رفتیم سراغ اینکه
◊ این دادگاه عدل الهی که ازش صحبت میکنیم؛ چجوریه و قراره چه مدلی برپا بشه؟
◊ میتونیم همین الان بفهمیم بهشتی هستیم یا جهنمی؟
◊ پل صراطی که ما رو به بهشت میرسونه، کجاست و چجوری باید ازش رد بشیم!
◊ قضیه امتحان های خدا چیه و قراره چه نقشی توی حساب کتاب کارهای ما توی آخرت داشته باشن!
آخرته، فیلم تخیلی که نیست!
حالا چرا دونستن اینا مهمه؟
چون دید خیلی از ما نسبت به آخرت و اینکه حساب کتاب کارهامون به کجا ختم میشه، روی پایه و اصول نیست و از فیلمها و قصهها در اومده! البته حقم داریم!
خب ذهنمون دوست داره بفهمه آخر کارش به کجا میرسه و چون یه چیز درست و حسابی دم دستش نیست، میره میچسبه به نزدیکترین چیزی که دور و برشه!
یعنی یه فیلم و انیمیشن تخیلی یا یه قصه جذاب که البته معلوم نیست از کجا پیدا شدن و اطلاعاتشون چهقدر درسته؟!

خب که چی؟
اصلاً برای چی باید اینهمه تلاش کنم؟
آخرش که چی؟
پس کی این همه سختی تموم میشه؟
دادگاه عدل الهی کجاست؟
با این حساب اگه فکر کردین توی دادگاه الهی یه نفر پشت میز نشسته و منتظره که اعمال ریز و درشتمون رو وزن کنه تا ببینه چی سبکه و چی سنگین؛ یا مثلا فکر میکنین لحظه مردن یه نفر توی سبک و شمایل «اجل معلق» میخواد بیاد و جونتون رو بگیره و کار دنیا همین قدر هرکی هرکی و بچه بازیه، باید بگم که سخت در اشتباهین!
چون ما همون وقتی که داشتیم توی دنیا زندگی میکردیم، یه جورایی داشتیم شکل و شمایل اون دنیامون رو میساختیم! خود این شکل و شمایل و چیزهایی که با خودمون میبریم هم قراره معلوم کنه که با اون دنیا هماهنگیم یا نه؟
یعنی هرکدوم از کارهایی که توی دنیا کردیم، فکرهامون، انتخابها یا ارتباطهایی که داشتیم،
یکی از چیزایی بوده که کسب کردیم یا به دست آوردیم؛ بعدش هم به محض اینکه پامون رو از این دنیا بیرون بذاریم، با همه چیزهایی که واسه خودمون کسب کردیم، رو به رو میشیم!
درست مثل بچهای که به دنیا میاد و با هرچی توی رحم مادرش کسب کرده و هر گلی که به سر خودش زده، مواجه میشه!

ما هم به همون اندازهای که توی دنیا کسبهای خوب داشته باشیم و به خدا شبیه بشیم، با شرایط زندگی اون دنیا هماهنگ میشیم! یعنی توی دادگاه عدل الهی سرمون رو بالا میگیریم و از شکل و شمایلی که درست کردیم، عذاب نمیکشیم!
واسه همینم میگن که هرکدوممون واسه محاسبه خودمون کافی هستیم و دیگه نیاز به قاضی و دم و دستگاه اضافی نیست!

حالا وقتش بود طعم بیعدالتی رو بچشه!
همین الان اوضاعم چه جوریه؟
خب اگه میخوایم بفهمیم همین الان اوضاع و احوالمون چه مدلیه و بهشتی هستیم یا جهنمی؛ باید چی کار کنیم؟ جالبه واسه این قضیه هم نه یه سازوکار عجیب و غریب نیازه و نه کسی که بخواد برامون از غیب بگه! کافیه یه نگاه به اوضاع و احوالمون توی دنیا بندازیم که ببینیم همین الان چه حال و روزی داریم؟
اگه توی آرامشیم که خوش به حالمون!
ولی اگه توی فشار و عذاب حسودی و بداخلاقی و کارهای خودمون میسوزیم که همین الانشم توی جهنمیم!
بعله! «نفس ما قبر ماست!» یعنی لحظه به لحظه دنیامون و چیزی که الان نفسمون داریم تجربه میکنیم، آخرت ما رو میسازه!
چون طبق قانون نسبت، اوضاع الان ما نسبت به آخرت، مثل اوضاع یه جنین نسبت به دنیاست! یعنی همون جور که جنین وقتی داره واسه خودش اندامسازی میکنه، همزمان توی دنیاست و اصلا اگه دنیایی در کار نباشه خود جنین هم وجود نداره؛ ما هم همزمان که داریم اینجا زندگی میکنیم و داریم واسه آخرتمون ابزارسازی میکنیم، توی آخرتیم!
حالا جنین با کارهایی که انجام میده داره دنیای خودش رو رقم میزنه، ما هم با همین کارهایی که داریم توی دنیا انجام میدیم، بهشت یا جهنم خودمون رو توی آخرت رقم میزنیم!
چه جوری از روی صراط رد بشیم؟
اگه فکر کردین هرکی اینجا بند بازیش بهتره یا راحتتر میتونه تعادلش رو روی خط مستقیم نگه داره، حتما از صراط هم میتونه بهتر بگذره، مسیر رو اشتباهی رفتین!
چون برخلاف اون چیزی که ته ذهنمونه، ما واسه رد شدن از صراط اصلا لازم نیست جابهجا بشیم! یعنی اگه قراره از روش سریع رد بشیم، توش گیر کنیم یا از کسی سبقت بگیریم، یه چیزیه که به خودمون و کارهامون بستگی داره و همه چیزش توی وجود خودمون اتفاق میفته! در واقع صراط همون چیزیه که اگه حواسمون پرت نشه و ازش بیرون نریم، ما رو درست به مقصد میرسونه! اصلا واسه همینم شیطون واسه از راه به در کردن ما قشنگ میاد توی صراط میشینه!
حالا صراط جنین میشه چیزی که باعث تولد سالمش به دنیاست و طبق قانون نسبت صراط ما هم میشه راه رسیدن به یه تولد سالم به اون دنیا!
همون جوری که صراط جنین چیزی بیرون از وجود خودش نیست و اگه کارهاش رو درست انجام بده، روی صراطه و صحیح و سالم به دنیا میاد و اگه درست اندامسازی نکنه، از صراط منحرف شده و بعد از تولد باید رنج و سختی تحمل کنه، صراط ما هم چیزی خارج از خودمون نیست!
پس ما وقتی روی صراطیم که واسه شبیه شدن به خدا و تولد سالمی که ما رو با شرایط آخرت هماهنگ میکنه قدم برمیداریم؛ اگر هم چیزی توی دنیا داره مانع شباهتمون به خدا میشه و نمیذاره با شرایط آخرت هماهنگ بشیم، واسهمون مثل یه سرعتگیر عمل میکنه و داره ما رو از صراط منحرف میکنه!

همیشه یه جایی هست
که باید بین کار راحت و درست
یکی رو انتخاب کنی
صراط از جهنم میگذره!
با این حساب قشنگ معلومه که چرا واسه گذشتن از صراط باید از جهنم بگذریم.
خب معلومه چون دنیا و اتفاقهاش متن جهنمند!
یعنی باید وسط همه اتفاقهایی که میفته و بالا و پایینهایی که پیش میاد، بین نار و نور، نورش رو کسب کنیم و از تعادل خارج نشیم! چون فقط کافیه یه ذره غافل بشیم و حواسمون با چیزهای بیاهمیت پرت بشه که از صراط بیرون بیایم!
اصلا واسه همین چیزاست که صراط از شمشیر تیزتر و از مو باریکتر میشه! اینا رو میتونی یه بار دیگه با توضیحات آقای زارع دوره کنی:
چرا امتحان؟
خب حالا چجوری بفهمیم که باید روی چی کار کنیم تا موقع حساب و کتاب کارمون گیر نکنه و گرفتار نشیم؟ نقطه ضعفهامون کجاست و اصلا باید چه چیزهایی کسب کنیم و لازمه چیا رو قوی کنیم؟
آفرین با امتحان!
با این حساب جدای از اینکه نسبت به امتحان چه حسی داریم، باید فکر در رفتن از زیر امتحانهای الهی رو از سرمون بیرون کنیم، چون چه بخوایم چه نخوایم دنیا یه باشگاهه و زندگیمون هم صحنه امتحان!
ولی خب برخلاف امتحانهای دنیا که قراره معلوم کنن چی یاد گرفتیم و چقدر بارمونه، امتحانهای خدا واسه اینه که رشد کنیم و بتونیم تواناییهایی که خدا توی وجودمون گذاشته رو شکوفا کنیم!
که البته فقط از راه سختیها و بلاها اتفاق نمیفته و اتفاقا شامل نعمتهایی که بهمون داده هم میشه! یعنی بهتره اینجوری بگیم که هر لحظه داریم امتحان میشیم و قرار نیست از کنار هیچ سختی یا نعمتی با بیخیالی رد بشیم، چون همونجا دقیقا یکی از امتحانهامونه! حالا چراغ رو با دقت گوش کن تا برات جا بیفته:
البته همون جور که شرایط زندگی هرکدوممون با اون یکی فرق داره، امتحانهامون هم با هم فرق میکنه؛ مثلا یکی بیشتر پتانسیل صبور شدن رو داره و واسش امتحانهای این مدلی پیش میاد، یکی دیگه میخواد بخشنده بشه و خدا شرایطی رو واسش جور میکنه که بتونه بخشنده بودن رو تمرین کنه! ولی خب مهم اینجاست که هر امتحانی داشته باشیم و شرایطمون هرچی که باشه، این امتحانها از حد و ظرفیتمون خارج نیست!
چون رب و مربی ما کارش رو خوب بلده!