چجوری خودمون رو واسه امتحان های الهی آماده کنیم؟
تا حالا به این فکر کردی چرا هر چند وقت یه بار زندگیمون زیر و رو میشه؛
یه روز همهچی خوبه، یه روز نه…
یه بار توی اوج شادی هستیم، یه بار وسط یه اتفاق سخت یا یه دلشکستگی؟
شاید همیشه دنبال جواب این سوال بودی که: «چرا من؟ چرا الان؟ چرا این اتفاق؟»
اما یه چیز جالب این وسط هست، اونم اینه که خدا هیچوقت بدون دلیل ما رو نمیذاره وسط یه موقعیت سخت یا خاص.
خدا با هر اتفاق، داره یه درس جدید یادمون میده یه امتحان که قرار نیست نمرهمون رو معلوم کنه، بلکه قراره خودِ ما رو بسازه!
همه این بالا و پایین شدنا، تمرینهایی هستن برای رشد دادن صفتهای درونیمون؛ برای اینکه یاد بگیریم: صبور باشیم، قویتر بشیم و کمکم به خدا شبیهتر بشیم. حالا چجوری؟ بیا تا بهت بگیم!
شما هم جزء اون دسته از آدمها هستین که تا اسم امتحان میاد، فوری استرس میگیرن؟ یا با اینکه فصل امتحاناشون گذشته، هنوز توی خواب دارن امتحان علوم و ریاضی میدن؟! یا اصلا واسه اینکه مجبور به امتحان دادن نشن، کلا دور یادگیری رو خط میکشن؟
خب خوبه بدونیم که قضیه امتحان های الهی کلا فرق داره و البته هیچ فراری هم از این مدل امتحان وجود نداره! یعنی انقدر قضیه امتحان و اینکه داریم چه گلی به سرمون میزنیم، واسه خدا مهمه که این رو جزء سنتها یا همون قوانین غیرقابل تغییر جهان گذاشته! پس اگه تا حالا هم یه جوری سر و ته امتحانهای جورواجور دنیایی رو هم آوردیم، باید فکر در رفتن از زیر امتحان های الهی رو از سرمون بیرون کنیم، چون چه بخوایم چه نخوایم دنیا یه باشگاهه و زندگیمون هم صحنه امتحانه!

دلم میخواست هیچ امتحانی توی زندگی نباشه!
حالا چرا امتحان؟
حالا سوال اینجاست که اگه میگیم خدا عالمه و همه چیز رو میدونه؛ پس چرا اصلا باید امتحان بدیم؟
خب آخه دلیل امتحان های خدا با امتحانهای مدرسه و دانشگاه، زمین تا آسمون فرق داره! امتحانهای دنیا قراره مشخص کنن که چهقدر یاد گرفتیم و چی بارمونه، ولی امتحانهای خدا واسه اینه که رشد کنیم و بتونیم اسم و صفتهایی که خدا توی ما گذاشته رو شکوفا کنیم!
سازوکار امتحان هم درست مثل یه دستگاه سونوگرافیه! قشنگ واسهمون معلوم میکنه چند مَرده حلاجیم و همین الان داراییهامون چهقدره! اصلا تا یه چیز مخالف واسهمون پیش نیاد و چهارتا چیز توی زندگیمون بالا و پایین نشه که نمیفهمیم کجای کاریم!

ساز و کار امتحانهای الهی!
یعنی خدا امتحانهاش رو یه جوری طراحی کرده که هم بفهمیم گیر کارمون کجاست و چه مشکلی رو باید برطرف کنیم، هم دستمون بیاد که الان تمرکز روی چیه و خودمون رو باید توی چی قوی کنیم و کدوم اسمها رو کسب کنیم. خب بالاخره شرایطمون وقتی دوستمون پشتمون رو خالی کرده، با وقتی مریض شدیم فرق داره دیگه! توی یکیش باید بخشندگی رو تمرین کنیم و توی اون یکی صبرمون رو زیاد کنیم!
یعنی درسته که امتحانها واسه بخشهای طبیعی و دنیاییمون طراحی میشن، ولی آخرش قراره همشون یه کار کنن، اونم اینکه کمک کنن آدمتر بشیم!

آخه چرا آقاجون همه خرمالوها رو میبخشه؟
چرا برای خودمون نگه نمیداره؟!
موضوع امتحان چیه؟
درسته که خدا خودش گفته با یه چیزهایی مثل ترسیدن، گرسنگی، مریضی یا سختی و از دست دادن چیزهایی که دوستشون داریم و واسمون مهمن امتحانمون میکنه، ولی خب امتحانمون که فقط به اینا ختم نمیشه! یعنی همون جور که این سختیها جزء امتحان های الهی به حساب میان و قراره بهمون بفهمونن که الان کجای کاریم، نعمتهامون هم واسمون حکم امتحان رو دارن!
حالا از چیزایی که داریم مثل وسایل ورزشی و کتابا و گوشیمون گرفته تا چیزایی که خود خدا بهمون داده مثل زیبایی و خانواده و سلامتیمون. یعنی قرار نیست از کنار هیچ نعمت و سختی و رنجی با بیخیالی رد بشیم، چون همونجا دقیقا یکی از امتحانهامونه!
ابزار امتحان چیه؟
معمولا قاعدهاش اینجوریه که توی امتحانهای دنیا معلوم میکنن قراره از کجا و چهجوری ازمون امتحان گرفته بشه، ولی خب توی امتحان های الهی همچین خبرهایی نیست! یعنی هر کسی که جلوی ما قرار میگیره و باهاش ارتباط داریم، هر شرایطی که واسهمون پیش میاد و هر فکری که توی کلهمون میاد، خودش یه امتحانه! که حالا یا مثل یه بچه زرنگ نورش رو میگیریم و به اوضاع و احوالمون توی اون دنیا یه سر و سامونی میدیم، یا اینکه توی امتحان رفوزه میشیم و از این شرایط فقط نار یا همون آتیشش نصیبمون میشه!
یعنی این جوری بگم که وقتی حرف از امتحان های خدا پیش میاد، نه خبری از سالن امتحان و برگه و این جور دنگ و فنگهاست، نه کسی بهمون خبر میده که قراره از چی و از کجا امتحان گرفته بشه! باید خودمون شیش دنگ حواسمون رو جمع کنیم، چون یه جورایی هر لحظه توی امتحانیم!

برای خدا که کاری نداره هیچ بچهای مریض نشه، شاد و سالم کنار خونوادهاش باشه؛
پس چرا اصلا مریضی هست؟
امتحان هر کی با اون یکی فرق داره!
البته اینم بگم که امتحان همه یه جور نیست و همون جوری که آدمها، مسیرشون و راهی که باید برن تا شبیه خدا بشن فرق داره، امتحانهاشون هم با هم فرق میکنه! خب ممکنه بعضیا پتانسیل اینو داشته باشن که مهربون و بخشنده بشن، بعضیا هم بیشتر استعداد صبور شدن و روزی رسون بودن رو داشته باشن! خب قبلا هم گفته بودیم که قراره این اسم و صفتها رو از دل انتخابها و ارتباطها و رفتارهایی که توی زندگی داریم، کسب کنیم؛ با این حساب مگه شرایط زندگی همهمون با هم یه جوره که انتظار داریم امتحانهای همهمون یه جور باشه؟ ولی خب توی این شکی نیست که هر کی امتحاناش رو بهتر پاس کنه و اسم و صفتهای بیشتری کسب کنه، آخرش هم به خدا شبیهتره و هم جاش بهتره! حالا اگه میخوای برات خوب جا بیفته؛کهکشان درون منتظرته:
هر امتحانی گرفته نمیشه!
البته خوبیش اینه که قرار نیست هر امتحانی ازمون گرفته بشه و توی هر شرایطی گذاشته بشیم؛ یعنی خدا انقدر مهربونه که فقط وقتی ازمون امتحان میگیره که میدونه از پسش برمیایم!
حالا درسته که امتحان های الهی توی مرز تواناییها و داراییهامون گرفته میشه و اگه بتونیم از پسشون بربیایم، قطعا ما رو یه قدم به تولد سالم و شبیه شدن به خدا نزدیکتر میکنه، ولی خب قطعا یه چیزی توی حد و اندازه تواناییهامونه!
پس اگه خدا شرایط رو جوری چیده که یه خواهر یا برادر مریض داشته باشیم و داریم شب و روز واسش غر میزنیم، یا اوضاع و احوال خونه و زندگیمون رو یه جوری چیده که خیلی رو به راه نیست، خوبه بدونیم که همه این امتحانها توی قد و قواره خودمونه و اگه گیج بازی در نیاریم میتونیم ازشون کلی اسم کسب کنیم!
حالا اینکه اگه تنبلی و بیخیالی کنیم و صد خودمون رو نذاریم وسط، یا این وسط شروع کنیم به غرغر کردن که این چه امتحانیه و کاشکی امتحان من شبیه امتحان پسرخالهام بود، اون یه قضیه دیگه است!
پس اگه میخوای واقعا توی این زندگی که امتحان شدن هیچ جوره ازش جدا نمیشه، موفق باشی، چراغ رو با دقت گوش کن: