واسه چی باید شبیه خدا بشیم؟ اصلا مگه میشه شبیه خدا شد؟
اگه تا اینجا باهامون اومده باشین، حتما یادتونه که گفتیم تحمل همه سختیا واسه نگه داشتن این انقلاب میارزه!
چرا؟
چون قراره ما رو به هدف خلقتمون برسونه؛ یعنی شبیه شدن به خدا!
حالا چندتا سوال:
اصلا چرا ما عاشق خداییم؟
واسه چی باید شبیه خدا بشیم؟
اگه شبیه خدا نشیم، چی میشه؟
مگه کسی که شبیه خداست، چه فرقی با بقیه داره؟
یه دلیل محکم!
قبول دارین یه سری چیزها بدیهیه و هیچ ربطی به سبک زندگی و مرام و مدل آدما نداره؟! مثلا ما هیچ کاری رو بیدلیل انجام نمیدیم و بالاخره پشت کوچکترین کارهامون هم یه دلیل و حکمتی هست! حالا هرچی این دلیل محکمتر باشه و هدفی که داریم دنبال میکنیم، بزرگتر و مهمتر باشه، انگیزه ما هم واسه انجام دادنش بیشتر میشه! اصلا دلیلی که این قدر محکم پشت انقلاب و نظاممون ایستادیم هم واسه همینه! چون قراره ما رو به هدف خلقتمون برسونه و به خدا شبیه کنه!
چرا عاشق خداییم؟
اگه یادتون باشه گفته بودیم که خدا بینهایت مطلقه و به خاطر همین همه کمالات و خوبیها رو تا حد بینهایتش داره! حالا این خدای بینهایت از روح خودش توی ما دمیده و بخش انسانی و آدمیزادی وجودمون رو از جنس خودش قرار داده. واسه همینم هست که عاشقش هستیم و فقط در کنار خودشه که میتونیم به یه شادی و آرامش واقعی برسیم.
اصلا دلیل اینکه دنبال بقیه چیزها میریم و یه جورایی جذبشون میشیم هم واسه همین کمالاتی که دارن! یعنی یه جورایی ما رو به یاد خدای بینهایتی که کمال مطلقه و همه خوبیها و قدرتها رو یهجا داره، میندازن!

توقع داشتم خونهی این هنرمند خطّاط یه جایی بالای شهر باشه!
حالا چرا شبیه خدا؟
خب خدایی که ما رو آفریده، رب و مربیمون هم هست! توی اینکه خیر و خوبی ما رو بهتر از همه میدونه هم که شکی نیست! حالا این مربی بینهایت بهترین چیز رو واسمون خواسته و ما رو جوری آفریده که بتونیم شبیه خودش بشیم؛ یعنی اصلا هدف خلقتمون رو شبیه شدن به خودش که کمال بینهایته گذاشته! حالا یا ما بینهایت رو درست تشخیص میدیم و دنبال خدا میریم و باهاش به شادی و آرامش میرسیم؛ یا دنبال بینهایت توی چیزهای دیگه میگردیم و خودمون رو یه عمر خودمون رو بدبخت میکنیم!
بخش انسانی وجود ما
فقط و فقط یه عشق داره
یعنی فقط یه «هَمسَر» داره!
البته اینم بگم که افتخار شباهت به خدا نصیب هر موجودی نمیشه! چون هر چیزی به اندازه ظرفیتشه که میتونه کمالات و اسمها و صفتهای خدا رو از خودش بروز بده! حالا اینکه خدا بین این همه موجود، از روح خودش توی ما دمیده و از بین سنگ و کلوخ و دار و درخت و حیوون و… به ما ظرفیت جانشینی خودش رو داده، واقعا جای شکرش باقیه! چون اینجوری ما هم مثل خودش نامحدود میشیم و میتونیم به همه اون اسمها و صفتهایی که خودش داره، برسیم! درست مثل هسته سیبی که ظرفیت اینو داره که به یه درخت سیب تبدیل بشه داره! حالا اینکه از این ظرفیتش استفاده بشه یا نشه، یه حرف دیگه است!
بهترین چیزیکه میتونم باشم!
گفتیم خدا مربی ماست و هدف خلقتمون رو شبیه شدن به خودش قرار داده؛ واسه همین هم توی باشگاه دنیا حسابی بهمون تمرین میده و تربیتمون میکنه تا توی دل این تمرینها اسمها و صفتهاش رو کسب کنیم و بهش شبیه بشیم! یعنی نهایت ظرفیتی که میتونیم داشته باشیم!
پس نه فقط کمالات و اسمهای خدا رو توی وجودمون داریم، که میتونیم تا بینهایت هم رشدشون بدیم! حالا هر چقدر که این اسم و صفتها رو بیشتر کسب کنیم و بیشتر شبیه خدا بشیم، قیمتمون هم بیشتره!
درست مثل شاگردی که هرچی بیشتر شبیه مربیش شده باشه و تواناییهای مربیش رو کسب کرده باشه، کارش درست تره!

چرا بعضیا سراغ یه مربی دیگه میرن؟
حالا اینکه ما خودمون بخوایم بیخیال فرصتمون توی باشگاه دنیا بشیم و خودمون رو توی حد سنگ و گیاه و حیوون نگه داریم یا نهایت چیزیکه واسه خودمون تصور میکنیم یه دکتر و پرفسور باشه، یه معنی بیشتر نمیده؛ اونم اینکه اصلا نفهمیدیم کی هستیم و قیمتمون چیه! ظرفیت بینهایت خودمون رو نشناختیم و به جای اینکه شبیه خدا بشیم، خودمون رو سرگرم هیچ و پوچ دنیا کردیم!
اصلا میدونین چیه؟ هرکی خودش رو آدم بدونه و قیمتش دستش باشه، محاله واسه خودش مربی دیگهای جز خدا انتخاب کنه و سراغ کس دیگهای بره! چون هر کی رو که انتخاب کنه، حد و نهایت خودش رو هم همونجا گذاشته! اصلا بیشتر از اون حد و اندازه کمالی رو نمیتونه به دست بیاره!

اوضاع جوریه که اگه دیروز خرید کرده بودی،
از امروز جلوتر بودی!!
چجوری شبیه خدا بشیم؟
خب حالا که فهمیدیم ته ته کمال ما توی شبیه شدن به خداست و فقط اینجوریه که میتونیم به یه شادی و آرامش درست و حسابی برسیم، چجوری باید شبیه خدا بشیم؟ اصلا مگه میشه بینهایت رو ببینیم و باهاش ارتباط بگیریم که بخوایم شبیهش بشیم؟
میدونین چیه؟ درسته که ما با خدا به عنوان یه موجود بینهایتی که حد و مرزی نداره نمیتونیم ارتباط بگیریم؛ ولی خب خدا وقتیکه جلوه کنه و خودش رو توی قالب اسمها و صفاتها و کمالاتی که داره بهمون نشون بده، میتونیم بشناسیمش. البته با دیدن هر جلوهای هم که نمیشه خدا رو شناخت؛ چون هر موجودی به اندازه وسع و ظرفیت خودشه که میتونه اسمها و صفتهای خدا رو بهمون نشون بده. واسه همینم خدا عالیترین نمونه از خودش رو خلق کرده و همه اسمها و صفتهاش رو توش شکوفا کرده تا ببینیم و بهش شبیه بشیم، که بهش میگیم مَثَل اعلی!
حالا اگه میخوای بدونی چجوری باید اولویتهات رو بچینی تا طبیعی باشی و به خدا شبیه بشی، کهکشان درون رو گوش کن!
بدون الگو نمیشه!
خب ما همین جوری که نمیتونیم شبیه خدا بشیم، واسه شبیه شدن به خدا یه الگو و مربی میخوایم؛ ولی خب نه هر الگویی! یه الگویی که نه فقط اسمها و صفتهای خدا توش شکوفا شده که خودش هم از جنس بینهایته و میتونه ما رو به بینهایت برسونه! یعنی یه مربی به بزرگی امام یا همون خلیفة الله! که هم مثل خودمون آدمه و میتونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم، هم میتونیم اسمها و صفتهای خدا رو توش ببینیم و بهش شبیه بشیم.

یه جورایی تقصیر خودم بود؛
فکر میکردم توی این اوضاع درس خوندن سر کلاس آنلاین وقت تلف کردنه!!
به خدا شبیه نشیم، چی میشه؟
خب ما چون از جنس بینهایتیم، اول و آخرش هم کمالمون توی رسیدن به خدا و بینهایته! یعنی دقیقا وقتیکه هرچی نامحدود باشه رو به چیزهای محدود ترجیح بدیم. واسه همین هم فقط وقتی خدا و هرچی که به خدا وصله رو بالای اولویتهامون گذاشتیم، طبیعی هستیم و توی تعادلیم! یعنی هر وقت خدا و اهل بیت و جهادی که توی راه خدا و رسیدن به چیزهایی که خدا میخواد رو ترجیح دادیم به بقیه عشقهامون! [1]
چرا؟ چون فقط اینا هستن که نامحدودن و از بین نمیرن! کسیکه تعادل داشته باشه که نمیاد چیز نامحدود رو بده و بجاش یه چیز محدود بگیره!
ولی خب این معنیش نیست که نباید بقیه چیزها رو دوست داشته باشیم؛ اما بقیه عشقها وقتی به دردمون میخورن که باعث بشن عشقی که به خدا و اهل بیت و جهاد داریم بیشتر بشه، یعنی عشق به نامحدود!
حالا اگر میخوای کامل واست جا بیفته که چرا باید دنبال رسیدن به خدا باشی، چراغ این هفته رو از دست نده!
[1] آیه 24 سوره توبه