چرا امام زمان غایبه؟ چجوری زندگی کنیم که اماممون برگرده؟
یه سؤال جدی؛
اگه همین امروز امام زمان (علیهالسلام) بیان، ما واقعاً خوشحال میشیم؟!
یا ته دلمون از اینکه وسط این همه برنامه و هدف و آرزو امام اومده و برنامههامون به هم ریخته، کلی حالمون گرفته میشه؟
اصلا حاضریم واسه اومدن آقا، سبک زندگیمون رو عوض کنیم و بعضی از دلبستگیهامون رو کنار بذاریم؟ یا فقط ادعای منتظر بودن داریم؟
میخوایم امام اولویت اول زندگیمون باشه یا فقط امامی رو میخوایم که از دور حواسش بهمون باشه و کاری به تصمیمها و انتخابهامون نداشته باشه؟!
چون بالاخره توی تاریخ کم نبودن کسایی که امامشون رو دوست داشتن، ولی وقتی پای دنیا و راحتی و آرزوهای ریز و درشتشون اومده وسط، امام رو کلا فراموش کردن و تنهاش گذاشتن!
حالا اینکه چی میشه که یه همچین اتفاقی میفته و ما با فراموش کردن امام داریم چی رو از دست میدیم، چیزیه که قراره اینجا راجع بهش حرف بزنیم.
ما امام رو نمیخوایم!
میدونین چیه، بیشتر از اینکه مشکل ما نبودن اماممون باشه، نخواستن اماممونه! چون اگه یه چیزی رو بخوایم بالاخره واسه آوردنش یه تلاشی میکنیم!
البته شاید این وسط خیلی هم تقصیری نداشته باشیما، چون خودمون رو اونجور که باید و شاید نشناختیم! وگرنه کسیکه بفهمه قیمتش چیه و چه موجود خفن و پیچیدهایه محاله خودش رو به جای امام دست آدمای دوزاری و بیتخصصی بده که خودشون هم نمیدونن واسه چی توی این دنیا هستن؛ چه برسه به اینکه بخوان ما رو واسه عالمی که هیچ خبری ازش ندارن، آماده کنن!

نمیفهمم اگه این همه امکانات الان به درد نخوره قرار کی به درد بخوره؟
جالبه که همه اونایی رو که دارن روی یه تجهیزات فضایی و خفن کار میکنن و نمیذارن یه آدم غیرمتخصص از دو کیلومتری سازهشون رد بشه، درک میکنن؛ ولی وقتی نوبت به نیاز خودمون با این همه بالا و پایین و پیچیدگی به یه متخصص میرسه، یه جوری با تعجب همدیگه رو نگاه میکنن، که انگار عجیبترین حرف دنیا رو شنیدن!

فرق مسلمون واقعی با مسلمون توهمی!
ما خیلی وقتا فقط توهم یه چیزی رو داریم و فرقمون با اصلش زمین تا آسمونه! مثلا به خیال خودمون همین که نماز و روزهمون رو انجام بدیم و توی چهارتا جشن و عزای اهلبیت شرکت کنیم، مسلمونی رو تا ته تهش رفتیم! ولی خب لابد مسلمونیمون یه ایرادی داشته که با این همه ادعا هنوزم امام زمان غایبه و بین ما نیست!
اصلا اینکه همه کارشون درست بوده باشه و این همه امام توی تاریخ جلوی چشم مسلمونها کشته شده باشن، با عقل جور در نمیاد! یعنی نشون میده توهم مسلمون بودن با یه مسلمون واقعی بودن، خیلی فرق داره و این وسط یه چیزهایی سر جای خودش نبوده!
کجای کار ایراد داره؟
اصلا ما وقتی قدر و ارزش امام رو میفهمیم که اول از همه خودمون توی یه وضعیت تراز و طبیعی باشیم! یا به عبارت دیگه فاسق نباشیم! وگرنه مثل یه آدم گیج و منگی میمونیم که نه فقط از حال و روز خودش آگاه نیست، که نمیدونه دور و برش هم چه اتفاقی داره میفته! نتیجهاش هم میشه اینکه هر بلایی میشه سر امام یعنی تنها الگو و متخصصی که توی زندگیمون داریم، میارن و ما اصلا عین خیالمون نیست؛ چرا؟ چون حالت طبیعی و متعادل نداریم!
پس اگه میخوای بدونی چجوری باید رفتار کنی تا امام رو بیاری، بیا به کهکشان درون!
فاسق کیه؟
شاید تا اسم فاسق به گوشمون بخوره فوری یاد آدمهای بیسر و پای کوچه و خیابون بیفتیم. ولی خب اصلش اینه که فاسق یعنی غیرطبیعی!
بالاخره ما به عنوان آدم یه ویژگیهایی خاص خودمون رو داریم دیگه! یعنی چون از بینهایت اومدیم و خدا از روح خودش توی ما دمیده، بخش انسانی و آدمیزادی وجود ما هم بینهایته! اصلا واسه همینه که خودمون هم بینهایت طلبیم و بالا بریم و پایین بیایم، چیزهای محدود راضیمون نمیکنه!
حالا اگه آدمی که ذاتا بینهایتطلبه و فقط بینهایته که میتونه اون رو به شادی و آرامش برسونه، به جای چیزهای نامحدود بره دنبال چیزهای محدود، یا اصلا محدودها رو به نامحدودها ترجیح بده، معلومه که غیرطبیعیه!
درست مثل کسیکه بین ده میلیارد تومن و پنجاه هزار تومن، پنجاه هزار تومن رو انتخاب میکنه!
یا به جای یه شادی موندگار، دلش رو به خوشیهای لحظهای خوش میکنه!

😒خدا رحم کرد، کسی خونه نبود؛
وگرنه دو ساعت باید جواب پس میدادم
که چی کارش کردی؟
چجوری طبیعی باشیم؟
پس با این حساب وقتی طبیعی هستیم که خدای بینهایت و هرچی که به اون مربوطه، بره بالای لیست اولویتهامون! یعنی بین همه عشقهایی که داریم، خدا و اهلبیت و جهادی که توی راه خدا میکنیم، واسمون از همه چی مهمتر باشه! [1]
پس اگه حاضر بودیم، امام رو توی همه بخشهای زندگیمون به چیزهایی که دوست داریم، ترجیح بدیم، تازه میشیم طبیعی!
یعنی کسیکه حاضره از پول و وقت و آبرو و تخصص و عشقش واسه امامش هزینه کنه و هر وقت پای خواستههای خودش و منافع امامش اومد وسط، امام واسش مهمتر باشه! اینجوری تازه داره میگه فاسق نیست و طبیعیه!

قلبم هُری ریخت.
فهمیدم یکی توی مجتمع فوت کرده.
ولی کی بود که من نمیشناختمش؟
چرا امام زمان غایبه؟
خب طبیعیه که خدا امامی رو که آخرین ذخیرشه، به این آسونیها بهمون برنمیگرددونه! مگر اینکه سبک زندگیمون رو عوض کنیم و مثل آدمیزاد رفتار کنیم!
وگرنه با اینکه فقط امام رو دوست داشته باشیم، کار درست نمیشه! یعنی اگه امام توی زندگیمون جایی نداشته باشه و حاضر نباشیم واسش هزینه بدیم، از اومدن امام خبری نیست!
نتیجهاش هم این میشه که مهمترین موجود این عالم که که هرچی خوبی و فضیلت توی همه پیغمبرها بوده رو یهجا داره، تک و تنها و آواره میشه! ما هم واسه خودمون صاف صاف زندگیمون رو میکنیم و عین خیالمون نیست!
غافل از اینکه امام تنها کسیه که میتونه ما رو به هدف خلقتمون برسونه و ما رو به شباهت به خدا برسونه!
حالا اگه میخوای بدونی چجوری باید زندگیت رو بچینی که امام رو گم نکنی، چراغ رو از دست نده!
[1] آیه 24 سوره توبه