بــرنا منتظر

خدا واقعا وجود داره؛ چجوری خدایی رو که نمی‌بینم باور کنم؟

جمع بندی

شماره مجله

خدا واقعا وجود داره؛ چجوری خدایی رو که نمی‌بینم باور کنم؟

اگه خدا واقعا وجود داره، پس چرا واسه مشکل‌های دنیا کاری نمیکنه؟

احتمالا پیش اومده که بالاخره یه بار از خودتون بپرسین خدا واقعا وجود داره؟ اصلا خدا کجاست و چجوری خدایی رو که نمی‌بینم باور کنم؟اگه خدا همه‌جا هست و عالم و قادره پس چرا من رو از وسط این همه بالا و پایین و مشکل‌های زندگی در نمیاره؟

البته ما خیلی هم تقصیری نداریم! چون به جای اینکه بدونیم خدای واقعی کیه و چه ویژگی‌هایی داره، واسه خودمون یه خدای خیالی ساختیم! که اگه اونجوری که دوست داریم رفتار کنه خدای خوبیه و هروقت چهارتا دست انداز بندازه توی زندگی‌مون، تبدیل میشه به یه خدای بی‌رحم و نامهربون!

یه همچین خدایی نه فقط مشکلی از ما حل نمی‌کنه که خودش میشه عامل یکی از سوال‌ها و دلخوری‌هامون! حالا سوال اینجاست که خدا واقعا همین جوریه که ما فکر می‌کنیم؟

احمد بدجوری از زمین و زمان شاکی بود.

یه جوری حرف می‌زد انگار خدا فقط نشسته،

ببینه کی می‌تونه یه چوب دیگه لای چرخ زندگیش بذاره.

مشکل از یه جای دیگه‌ست!

میدونین چیه؟ اصلا مشکل از جای دیگه‌ست. بالاخره ما واسه شناختن خدایی که کمال مطلق و بی‌نهایته یه مقدمه‌هایی لازم داریم دیگه! آخه خدا رو که نمی‌تونیم همین‌جوری ببینیم و باهاش ارتباط بگیریم! لازمه از روی چیزهایی که آفریده بشناسیمش؛ که با اجازه‌تون کامل‌ترینشون هم میشه انسان! 

پس اگه آدم رو نشناسیم و ندونیم قیمتش چیه، راجع به سازنده‌اش هم نمی‌تونیم یه نظر درست و حسابی بدیم! خب معلومه کسی که فرق یه ماهواره تحقیقاتی رو با یه جعبه نمی‌دونه، نمیتونه راجع به علم و سواد دانشمندهایی که ماهواره‌ رو ساختن، نظر بده!

پس اگه خودمون رو درست بشناسیم، حداقلش اینه که میفهمیم خدایی که یه همچین موجود پیچیده‌ای آفریده، خودش انقدری قوی هست که بتونه اوضاع ما رو سر و سامون بده!

وگرنه میخوایم خدا رو تا حد و اندازه خواسته‌های خودمون پایین بیاریم و واسه خودمون از یه کمال بی‌نهایت، یه خدای خیالی کوچیک و بی‌عرضه بسازیم!

خدای واقعی کجاست؟

حالا اصلا این خدای واقعی کیه و کجاست؟

شاید براتون عجیب باشه ولی واسه شناخت خدای واقعی باید اول از همه تکلیف خودمون رو با «وجود» و ویژگی‌هایی که داره، روشن کنیم! چرا؟ چون اگه معنی «وجود» رو درست نفهمیم، تعریفمون از خدا که همون هستی مطلق و وجودیه که توی کل عالم جاریه، اشتباه میشه! البته تشخیص وجود به این آسونی‌ها هم نیستا! یعنی لازم داره که ما عینک عادت رو از روی چشمامون برداریم! چون از بس با مدل‌های مختلف وجود سروکار داشتیم که دیگه به این آسونی‌ها نمیتونیم تشخیصش بدیم! درست مثل یه ماهی که تشخیص آب واسش سخته!

انواع وجود چیه؟

ما هم با انواع و اقسام وجود احاطه شدیم! از وجود حسی گرفته که پایین‌ترین مرتبه وجود به حساب میاد، تا وجود خیالی و وهمی و عقلی و فوق عقلی!

• وجود حسی:

حالا این وجود حسی یه وقتایی انقدر بو و رنگ و حجم و این‌جور نشونه‌ها داره که میتونیم راحت تشخیصش بدیم، مثل سنگ و چوب یا دست خودمون! بعضی وقتا هم یه علامت‌های کمی از وجود حسی رو داره که به سختی تشخیصش میدیم، مثل هوا! ولی بالاخره وجود داره، چون میتونه روی چیزای دیگه اثر بذاره!

•  وجود خیالی:

مرتبه بعدی هم وجود خیالیه که که ماده رو حذف میکنه ولی شکل و صورت و اندازه و این جور چیزها رو حفظ میکنه و به خاطر می‌سپاره! پس خیال یه جورایی از حس هم مهمتره؛ چون اگه نباشه نه آدرس خونمون یادمون می‌مونه و نه قیافه کسایی که می‌شناسیم!

•  وجود وهمی:

بعد از خیال هم میشه وهم که تا دلتون بخواد نمونه‌هاش رو دور و برمون می‌بینیم. از مامانی که به خاطر بچه‌اش حاضره جونشم بده تا فوتبالیستی که واسه برنده شدن کشورش حس غرور داره و به خودش افتخار میکنه! این وجود وهمی که شامل عشق و محبت و ترس و کینه و افتخار و این‌جور چیزها میشه، نه فقط مثل خیال شکل و شمایل نداره، که یه چیز کاملا هم شخصی حساب میشه! یعنی همیشه وابسته به یه چیز یا یه کس دیگه‌ست، واسه همینم مثل خیال یه چیز کلی نیست! ولی خب انقدری قدرتش زیاده که داره دنیا رو می‌چرخونه!

•    وجود عقلی:

این نوع از وجود هم که یه پله بالاتر از وجود وهمیه، مربوط به علم و اکتشاف و اختراع و این‌جور چیزا میشه! حالا درسته که وجودی عقلی هم مثل وجود وهمی دیده نمیشه! ولی خب هرچی که دیده نمیشه رو که نمیشه انکار کرد! بالاخره یه عقلی هست که داره این همه هواپیما و سفینه و این جور چیزها میسازه و روز به روز زندگی ما رو راحت‌تر میکنه!

ولی فرق بزرگی که وجود عقلی با وجود وهمی داره اینه که دیگه شخصی نیست! یعنی یه فرمولی که کشف میشه واسه همه کار میکنه و واسه ما و بقیه فرقی نداره!

فرق هستی و نیستی!

تا الان چهار مدل از انواع وجود رو شناختیم و گفتیم هستی یا وجود چیه؛ که میشه یه چیز حقیقی که هست و میتونه اثر بذاره! برعکسش چی میشه؟ میشه نیستی که البته بعضیا بهش عدم هم میگن!

خب ما کلا توی این عالم یه هستی و وجود داریم که حقیقیه و هست؛ نقطه مقابل هم نداره! چرا؟ چون نیستی اگه باشه؛ دیگه خودش هم میشه هستی! حالا اگه سر در نمیاری چی داریم میگیم هم مجله مربوط به نیستی، هم مجلات دسته خدارو بشناس میتونن کمکت کنن و هم کهکشان درونی که اینجا برات گذاشتیم:

بالاخره خدا کیه؟

این وجودی که کل عالم رو گرفته، یه چیز یه تیکه و یکپارچه و بی‌‌‌نهایته؛ اصلا همه انواع مختلف وجود، یعنی وجود حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی همه‌شون انواع مختلف وجودن که فقط توی شکل‌های مختلفی جلوه کرده و خودش رو به مدل‌های مختلف نشون داده!

ولی خب وجود نه فقط یکپارچه و بی‌انتهاست، که شروع و پایانی هم نداره و به هیچ چی خارج از خودش هم نیازی نداره، یعنی بی‌نیاز مطلقه!

و جالبه بدونین که تنها کسی که هم یکتا و بی‌نهایته؛ هم شروع و پایان نداره و از همه مهمتر به هیچ کس هم هیچ احتیاجی نداره، اسمش فقط یه چیزه؛ خدا.

حالا اگه هنوزم میخواین بدونین خدا واقعا وجود داره یا نه؟ باید بگم خدا همون وجود فوق عقلی و بی‌نهایتیه که توی کل عالمه! همون هستی که همه جا جریان داره و به شکل‌های مختلف می‌تونیم ببینیمش!

البته اینم بگما که الله تا وقتی به شکل بی‌نهایته، ما نه می‌بینیمش و نه می‌تونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم. فقط وقتی جلوه‌ می‌کنه و خودش رو توی قالب‌های مختلف نشون میده، می‌فهمیم کیه و چه اسم‌ها و صفت‌هایی داره!

یه مربی واسه رسیدن به کمال!

پس ما با یه خدای بی‌نهایت روبه‌روییم و کلی اسم؛ که هر کدوم از این اسم‌ها داره یه بُعد از این خدای بی‌نهایت رو بهمون نشون میده! حالا از بین این همه اسم، کدوم اسم خدا داره این عالم رو میگردونه و باید با کدوم اسم شبیه خدا بشیم؟ اسم رب خدا!

در واقع رب میشه مربی‌ای که میخواد عیب و نقص‌هامون رو برطرف کنه و ما رو به کمال برسونه! یعنی کمک کنه که شبیه خودش بشیم! که اگه فکر کردیم رسیدن به این شباهت به جز با تمرین و امتحان ممکنه، سخت در اشتباهیم!

میدونین واسه خدا کاری نداره که همه بالا و پایین‌های زندگی‌مون رو صاف و صوف کنه! ولی خب ربوبیتش اجازه نمیده که ما رو خلق کنه و همین‌جوری به حال خودمون ولمون کنه! واسه همین هم هرکسی رو بسته به اون ظرفیتی که داره، امتحان میکنه و توی سختی میذاره تا رشد کنه و به کمال برسه! پس اگه قدر این سختی‌ها رو بدونیم و بفهمیم خدا داره چجوری بهمون نگاه میکنه، میتونیم هم به خدا شبیه‌تر بشیم و هم به هدف خلقتمون نزدیک‌تر! دیگه هم واسمون سوال نمیشه که اگه خدا واقعا وجود داره؛ پس چرا واسه مشکل‌های دنیا کاری نمیکنه!

بین طبقات بالایی، آسانسور با یه تِق ایستاد.

همین رو کم داشتیم. بین زمین و آسمون گیر کردیم.

یه چینش درست واسه آرزوها!

البته نمیشه که هر مدلی خواستیم رفتار کنیم و هرجوری دلمون خواست آرزو کنیم و آخرش هم شبیه به خدا بشیم! بالاخره آرزوهای ما هم باید یه تناسبی با قد و قواره و حد و اندازه‌مون داشته باشن دیگه! ما آدمیم و وقتی آرزوهامون توی اندازه آدمیزادی‌مون نباشن، کلا از حالت تعادل درمیایم و دیگه طبیعی عمل نمی‌کنیم! درست مثل آدمی که جای دست و پاش عوض شده!

پس اگه قراره ته تهش به خدا برسیم و به خدا شبیه بشیم، باید آرزوهامون هم با عشق‌های بخش انسانی و آدمیزادی‌مون هماهنگ باشن! یعنی الله و اهل بیت  و تلاش واسه رسیدن به خدا رو بذاریم بالای لیست آرزوهامون! یه‌جورایی همه تصمیم‌ها و انتخاب‌ها و فکرها و رفتارهامون با خدا و انتظارهایی که اَزَمون داره تنظیم باشن!

حالا از کجا بفهمیم که آرزوهامون رو درست چیدیم؟ از روی نشونه‌ها! چون اگه درست نچیده باشیمشون، حالمون خوب نیست! یعنی توی زندگی‌مون خوشحال و مهربون نیستیم و آرامش نداریم!

یه اشتباه کوچیک باعث شد. فنجون قهوه روی کتاب رامین بریزه.

عاقل کیه؟

البته از هر کسی هم نمیشه انتظار داشت عاقلانه رفتار کنه و همه تصمیم‌های زندگیش رو درست و به‌جا بگیره! درسته که خیلیا فکر میکنن دارن عاقلانه رفتار میکنن و کارشون درسته و حرف نداره، ولی خب بین آدم عاقل و آدم باهوش خیلی فرقه! آخه هرکی که دو دو تا چهار تا و حساب کتابش خوب بود و زرنگ‌تر بود که لزوما عاقل نیست! نمونه‌اش هم میشه این همه آدم خلفکار باهوش!

بالاخره عاقل هم واسه خودش یه تعریفی داره دیگه! که تعریف درستش رو هم فقط متخصصی که ما رو آفریده و میدونه مسیرمون چه شکلیه و از اون جایی که باید بریم هم خبر داره، میدونه! خب وقتی ما با یه ابدیت روبه‌روییم، نمیشه یکی بیاد معیارهای عقل رو واسمون تعیین کنه که از اون دنیا هیچ چی نمیدونه!

•   حالا معیارهای یه عقل سالم چیه؟

خب عقل سالم عقلیه که بین کم و زیاد، اونی که زیادتره رو انتخاب می‌کنه و بین یه چیز موقتی و یه چیز نامحدود، میره سراغ نامحدوده! با این حساب اگه قرار باشه بین دنیا و آخرت هم یکی رو انتخاب کنه، قطعا انتخابش آخرته! یعنی عقل یه آدم عاقل حکم میکنه که یه بهشت ابدی رو با دنیایی که ته تهش میخواد چهارتا بخش‌ پایینی‌مون رو راضی کنه، عوض نکنه!

پس از دید خدا ما هم وقتی عاقلیم که به سمت هدفی که خدا واسمون قرار داده حرکت کنیم، نه کمتر و نه بیشتر!

فایل PDF مقاله رو میتونید از لینک زیر دریافت کنید.

همین حالا نسخه دیجیتال مجله را دانلود کن و به روزترین مطالب را همیشه همراه داشته باش!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

زنگ تفریح

داستان کوتاه

فوت و فن, ویدئو مجلات برنا

آدم حسابی, ویدئو مجلات برنا

عجیب غریب, ویدئو مجلات برنا

آخریـن مجله ها مرتبط