تعریف دین چیه؟ دینی که دنبال سیاست و تشکیل حکومته به چه دردی میخوره؟
«مملکت اسلامی که از توش فاسد و اختلاسگر بیرون بیاد رو اصلا نخواستیم!»
«دینی که تهش آدما بخوان این جوری سر هم کلاه بذارن، اصلا به چه دردی میخوره؟»
«ما همون نماز و روزه خودمون رو میگیریم و کاری هم به کار سیاست و این بازیها نداریم!»
احتمالا اگه همه این حرفها رو هم از این و اون نشنیده باشیم، بالاخره یکیش به گوشمون خورده! ولی خب این حرفها وقتی از آدم درمیاد، که اول از همه نمیدونه تعریف دین چیه، بعدش هم قضیه دین رو با قضیه آدمایی که خودشون رو دیندار میدونن، یکی میکنه!
فرق دید ما با خدا!
ببینین اون چیزیکه از دین توی سر ماست، با اون جوری که خدا داره بهش نگاه میکنه، کلی فرق داره! خب بالاخره باید هم یه فرقی بین نظر خدایی که هفت تا تخصص داره با منی که یه ذره هم از یکی از این تخصصها رو ندارم، باشه دیگه!
نتیجهاش هم این میشه که من دین رو فقط توی چهار تا نماز و روزه و سوال و جواب شرعی میبینم، ولی خدا میاد واسش کلا یه نظر تخصصی و خفن میده! یعنی کارهای واجب و مستحب که سر جای خودش، ولی دین رو کلا بر اساس آینده تعریف میکنه!
با این حساب، دین میشه فهمیدن و شناخت آینده و تلاش واسه ساختن آینده!

از اینکه التماس آقاراکعی رو کرده بودم
که با آقامدیر حرف بزنه که اخراجم نکنه، از خودم بدم میاومد!
کدوم آینده؟
خب کارهای خدا که همین جوری الکی و رو هوا نیست! همه چیزش روی دو دوتا چهارتا و حساب و کتابه! یعنی اگه داره از یه آیندهای حرف میزنه که کلا دین و آینده جهان رو روی اون بسته، حتما سیر تا پیازش رو واسمون گفته و خودش مقدمههاش رو چیده!
واسه همین هم از همون اول همه پیامبرها هدفشون تشکیل حکومت الهی بوده! رک و راست هم برنامهشون رو میگفتن و واسه رسیدن بهش تلاش میکردن!
حالا اگه ما حواسمون پرت چیزای دیگه بوده و نه حرفای پیغمبرها رو شنیدیم و نه به تلاشی که واسه ساختن آینده کردن، واکنش نشون دادیم، اون دیگه مشکل خدا نیست! مشکل از حواس پرت ماست که با اجازهتون چوبش رو هم داریم میخوریم!
اما اگه میخواین بیشتر راجع به آینده و نقشی که ما توش داریم بدونین، کهکشان درون رو از دست ندین!
کمک به ساخت آینده
خب خداییش ما یه مهمونی هم که میخوایم بگیریم، اول جا و لوازمش رو فراهم میکنیم، تا بتونیم از مهمونهامون پذیرایی کنیم؛ حالا چجوری انتظار داریم بدون داشتن یه حکومت و جایی که حرفای خدا رو بشه توش اجرا کرد، این همه آدم رو به هدف خلقتشون برسونیم؟
بالاخره بیدلیل نیست که از اون اول هرکی از طرف خدا اومده یه کاری واسه این آینده انجام داده و یه آجر واسه ساختنش جابهجا کرده!
چون بدون داشتن یه حکومت الهی، ساخت اون آیندهای که قراره همه عالم توش به سعادت برسن، یه جورایی محاله!

مگه میشه دین رو از سیاست جدا کرد؟
حالا اینکه این وسط چجوری بعضیا دارن خودشون رو به در و دیوار میزنن که دین و سیاست رو از هم جدا کنن و به خیال خودشون ساکت و آروم دینداریشون رو بکنن، بماند!
چون یا اصلا نفهمیدن تعریف دین چیه و دین قراره ما رو به کجا برسونه؛ یا فقط ظاهرشون شبیه دینداراست و قراره بعدا از توشون یه فاسد و اختلاسگر درست حسابی دربیاد!
وگرنه محاله کسی اون جوری که خدا داره قضیه دین و آینده رو میبینه، به قضیه نگاه کنه و هنوز این سوالها توی سرش بچرخه! یعنی بفهمه تعریف دین چیه و بخواد از کنار تشکیل یه حکومت الهی به این سادگیها بگذره!

الکی نمیشه!
آخه تشکیل حکومت الهی که الکی نیست! یعنی اگه فکر کردیم غیر از این راهی داریم و جور دیگهای قراره به سعادت برسیم، سخت در اشتباهیم! واسه دیدن نمونهاش هم کافیه یه دوری توی تاریخ بزنیم و یه خورده برگردیم عقب! یعنی زمانیکه امام توی جامعه داشتیم، ولی چون حکومتمون الهی نبود، به امام اجازه نفس کشیدن نمیداد!
خداییش توی یه جامعهای که زیر و بمش دست طاغوته، امام کی رو میتونه به سعادت برسونه و چجوری؟
دینداری چی لازم داره؟
با این حساب اگه میخوایم یه دیندار درست و حسابی باشیم و پامون توی این چیزها لَنگ نزنه، لازمه هم تاریخ گذشته رو بدونیم و هم حواسمون به آینده باشه! یعنی بدونیم الان کجای تاریخ وایستادیم و قراره واسه اومدن چه آیندهای تلاش کنیم!
وگرنه با دیدن چهار تا بالا و پایین و عیب و ایراد توی آدما سریع آب و روغن قاطی میکنیم و با سر سقوط میکنیم ته دره! یعنی چون قضیه رو کامل ندیدیم و درست تحلیل نکردیم، راحت دچار شبهه میشیم و سریع بازی میخوریم!
نمونهاش هم این همه آدمایی که توی تاریخ واسه خودشون کسی بودن و منم منم میکردن؛ ولی چون نمیدونستن تعریف دین چیه و قراره واسمون چیکار کنه، یا اصلا چرا به یه متخصص معصوم نیاز داریم، راحت خودشون رو به فنا دادن!

آقا مرتضی نیّتش ثواب بود
ولی حسابی نقره داغ شده بود!
یه برنامه خفن!
چون خدا که واسه آینده زمین یه برنامه خفن داره و از اونجایی که خداست، هیچ ترسی از گفتن و لو رفتن برنامهاش نداره! هم گفته کیا قراره زمین رو به ارث ببرن و هم مشخص کرده چجوری!
البته لازمههای رسیدن به یه همچین آیندهای هم مهمه که با اجازهتون ما باید فراهمش کنیم!
یعنی یه عده آدم همدل و وفادار که هم توی بندگی خدا کم نمیذارن و کارشون درسته؛ هم صلاحیت و لیاقت تشکیل یه حکومت الهی و درست حسابی واسه اومدن منجی رو دارن و هیچ رقمه توی کارشون کندی و توقف نیست!
فکر و عقیدهشون هم که درست برعکس طاغوتها و مستکبراست، چون قراره استکبار رو کلا از بین ببرن و به جاش پرچم خدا و یه حکومت عالی الهی رو بالا ببرن! حکومتی که از توش چیزی جز سعادت و شادی و آرامش و مهربونی درنمیاد!
پس اگه میخواین جزء این بندههای صالح خدا باشین و این آینده درخشان رو رقم بزنین، زودتر کمر همتتون رو محکم ببندین و بگین بسم الله!
چراغ هم همینجاست که راه رو قشنگ واستون روشن کنه!