چجوری انتقام رهبر شهیدمون رو میگیریم؟ تا کی باید وسط این میدون باشیم؟
خب این روزها هم داریم یه شرایط متفاوت رو تجربه میکنیم و هم مسئولیتهایی روی دوشمون اومدن که قبلا انقدر سنگین نبودن!
مثل مسئولیت انتقام شهیدهایی که دادیم و از همه مهمتر انتقام رهبر شهیدمون!
اینکه باید توی میدون باشیم و بتونیم پرقدرت سنگر شهرمون رو حفظ کنیم!
یا اینکه بود و نبود ما واسه سربازامون خیلی فرق داره و اونایی که توی میدون رزمند، پشتشون به ما گرمه!
ولی اینجا ممکنه خیلیها هم واسشون سوال بشه که تا کی باید به این وضعیت ادامه بدیم و اصلا چرا این انتقام واسمون انقدر مهمه؟ اصلا اگه برنده جنگ بشیم، هنوز باید انتقام بگیریم و ادامه بدیم؟

همیشه تصورم از معجزه
یه جورایی شبیه سيال شدن یه چیزی توی فضا
یا پودر شدن و از بین رفتن یه مشکل خیلی بزرگ بود
یه اتفاقی به بزرگی تاریخ!
میدونین ما واسه اینکه بتونیم یه اتفاق رو درست بفهمیم و بدونیم کجای کاریم، باید همه جنبههاش رو بسنجیم و فقط دو قدم جلوترمون رو نبینیم! پس واسه فهمیدن اینکه واقعا چه اتفاقی افتاده، داریم واسه چی میجنگیم و قراره انتقام چی رو بگیریم، باید یه دید درست و تمدنی به همه این اتفاقها داشته باشیم؛
یعنی چی؟
یعنی باید ببینیم این ماجرا از کی شروع شده، کجا قراره بره و ما الان کجای تاریخ وایستادیم!
کاری که باید تمومش کنیم!
خب قبلا هم گفته بودیم که نبرد بین حق و باطل یه چیز جدیدی نیست. از همون اولش هم شیطان دشمنمون بوده و طاغوت جلوی حق و حکومت خدا رو گرفته!
البته جبهه حق هم بیکار ننشسته و از اول تاریخ یکی یکی آجرها رو واسه ساختن یه حکومت الهی روی هم گذاشته؛ اصلا ما از اول تاریخ این همه سختی کشیدیم، شهید دادیم و فشارها رو تحمل کردیم تا یه روزی که داریم بهش نزدیک و نزدیکتر میشیم، بتونیم یه حکومت اسلامی رو تحویل امام زمانمون بدیم! حکومتی که با انقلاب اسلامی ساختیمش و باید روز به روز به استانداردهای دولت کریمه اماممون نزدیکترش کنیم!
حالا اگه میخوای بدونی توی این شرایط حساس باید حواسمون به چیا باشه، حتما کهکشان درون رو ببین!
واسه چی با ما دشمنی میکنن؟
اینجوری اسلامی که یه عمری بعد از حکومت امیرالمومنین (علیهالسلام) رنگ یه جامعه الهی رو به خودش ندیده، یهو بعد از این همه قرن با انقلاب اسلامی صاحب حکومت میشه! پس عجیب نیست که دشمنا و طاغوت دست و پاشون رو گم کنن و بخوان هرجوری هست، اصل و اساس این حکومت و انقلاب رو از ریشه بزنن! چون قراره هرکاری که توی این همه قرن کردن رو یه جا نیست و نابود کنه و همه رو به فنا بده!

انتقامی به بزرگی داغی ما
دشمنهای ما به خیال خودشون بالاترین شخص حکومتمون رو زدن که ما رو از هم بپاشونن! غافل از اینکه رهبر ما فقط بالاترین شخص کشورمون نبود؛ یعنی حتی اگه بخوایم چشممون رو روی شخصیت عظیم رهبرمون و ویژگیهای منحصر به فردش ببندیم، دشمن ما نایب و جانشین اماممون رو شهید کرده!
انتقام رهبر ما هم به بزرگی همین داغیه که دیدیم. واسه همینم این انتقام تا نابودی استکبار و پیروزی کامل ما ادامه داره؛ چون ما اراده کردیم که انتقام رهبر شهید و شهدامون رو بگیریم و زمینه رو واسه اومدن اماممون آماده کنیم!

این جنگ میتونه همین امروز با «غلط کردم» دشمن تموم بشه!
خسارت کمتر، شهدای کمتر، آرامش بیشتر؛
اینا که هیچ کدوم بد نیست!
با چه دشمنی طرفیم؟
ما با یه دشمنی طرفیم که هیچ اطمینانی بهش نیست. البته نه اینکه اینو ما بگیما! خدا خودش گفته که دشمنای ما، تا ما رو نیست و نابودی نکنن و هر چی داریم و نداریم رو به غارت نبرن، خیالشون راحت نمیشه! البته که خودشون هم نه یه بار، که هر دفعه غیر قابل اعتماد بودنشون رو به همه ثابت کردن! فقط کافیه یه دوری توی تاریخ بزنیم و ببینیم چجوری با بقیه رفتار کردن و اونا رو به فنا دادن!
چرا آتیش بس نکنیم؟
خداییش با یه همچین دشمنی که اصلا هیچ چی سرش نمیشه و هیچ اعتمادی بهش نیست، میشه آتیشبس کرد؟
آخه این آتیش بسها جنگ رو که تموم نمیکنه! فقط باعث میشه دشمن بره خودش رو قوی کنه و دوباره بیاد سروقتمون! اون وقت ما میمونیم و یه غافلگیری تازه و دشمنی که رفته و تازه نفس برگشته تا کارمون رو یه سره کنه!
پس یه جورایی اگه با این همه تجربه و این همه اتفاق هنوز دنبال آتیشبس و مذاکرهایم و دلمون رو به وعده و وعیدهای دشمن خوش کردیم، یا عقل درست و حسابی نداریم، یا داریم خیانت میکنیم!

الان وظیفه ما چیه؟
خوبیش اینه که وظیفمون رو هم رهبر شهیدمون واسمون تعیین کردن و هم رهبر جدیدمون روش تاکید کردن! اونم اینکه توی میدون بمونیم و استقامت کنیم! چون با صبر و استقامته که خدا نصرت و ملائکهاش رو به یاریمون میفرسته و برنده میدونمون میکنه!
اصلا دلیل این همه پیروزی هم که تا حالا نصیبمون شده اینه که هم فهمیدیم غیر خدا کسی رو نداریم و هم پشت امامون وایستادیم و تنهاش نذاشتیم!
امام که اهل تحمیل کردن حرفاش نیست؛ اگه باهاش همراه بشیم، ما رو به قله میرسونه و اگه پشتش رو خالی کنیم، خودمون رو بدبخت و بیچاره کردیم! پس وسط همه بالا و پایینها و شرایطی که واسمون پیش میاد، باید چشممون به امر رهبرمون باشه و گوش به فرمانش باشیم! چون ما دقیقا وسط بزرگترین جریان تاریخیم که اگه دستمون رو بذاریم توی دست خدا و بهش توکل کنیم، ما رو به روشنترین آینده جهان میرسونه!
حالا اگه میخوای توی این مسیر استوارتر باشی و قدمهات رو محکمتر برداری، چراغ رو از دست نده!