بــرنا منتظر

چرا باید حکومت اسلامی داشته باشیم؛ آخه دین چه ربطی به سیاست داره؟

۴

شماره مجله

چرا باید حکومت اسلامی داشته باشیم؛ آخه دین چه ربطی به سیاست داره؟

چرا حکومت اسلامی مهمه؟ ما دلمون میخواد هرجوری خواستیم، رفتار کنیم!

لابد واسه شما هم سوال شده که چرا ما توی کشورمون انقدر قانون‌های ریز و درشت داریم و نمی‌تونیم هر کاری دلمون خواست بکنیم!

اصلا چرا حکومت اسلامی واسمون مهمه و نمیریم دنبال یه سیستم راحت‌تر؟

بقیه دنیا دنبال رفاه و خوش گذرونی‌اند و ما خودمون رو بند یه مشت باید و نباید کردیم!

یکی نیست بهمون بگه این همه قانون به چه کارمون میاد و اصلا واسه چی باید زیر بار یه همچین اوضاع و شرایطی بریم؟

یه جا واسه آدم سازی!

خب اولا که اگه یه همچین غرغرهایی دارن توی سرمون رژه میرن، یعنی حسابی یادمون رفته کی هستیم و حد و اندازه و قیمتمون چیه! بعدش هم چون دقیقا نمیدونیم از کجا اومدیم، کجا قراره بریم و اصلا اینجا داریم چیکار می‌کنیم، وسط این همه سوال گیج میزنیم!

بالاخره باید یه فرقی بین اونیکه خودش رو ابدی میدونه و حواسش به اینکه خونه اصلیش کجاست و کجا قراره بره، با یه نفر که فقط چسبیده به دنیا باشه دیگه!

اصلا فرق بزرگ یه جامعه مهدوی که دنبال آدم سازیه با جاییکه به آدما مثل گل و بوته نگاه میکنه و بهشون آب و دون میده تا رشد کنن، همینه! یه جا همه چیز آدم و همه جنبه‌های وجودش رو در نظر میگیره، اون یکی جا اصلا خبر نداره که یه همچین موجود پیچیده‌ای به جز چشم و گوش و عقل و بدن یه جنبه‌های دیگه‌ای هم داره که نمیشه همین جوری ولشون کرد!

یه سیستم خفن و برنامه‌دار!

واسه همین هم هست که یه تمدن نوین و درست حسابی بی‌گدار به آب نمیزنه و واسه همه زندگی آدم برنامه داره! یعنی به جای اینکه دنیا رو محل خوش‌گذرونی و ‌الکی چرخیدن بدونه، بهش به چشم یه باشگاهی نگاه میکنه که قراره ما رو به سعادت برسونه!

خب حالا خودتون بگین، یه همچین سیستم خفنی میشه انقدر بی در و پیکر باشه که هر کسی هر کاری دلش خواست توش بکنه؟ یا اصلا بخواد بدون هیچ حساب و کتابی دنیا رو مدیریت کنه؟

این گرون‌ترین تجربه زندگیم بود!

تعیین تکلیف فقط مال خداست!

قضیه آدم شدن ما و رسیدنمون به هدفی که خدا واسمون تعیین کرده انقدر مهمه که هیچ رقمه نمیشه باهاش شوخی کرد! آخه توی هر سیستم و زیر نظر هر کسی که نمیشه شبیه خدا شد! خداییش وقتی از زیر دست یه آشپز ناشی یه غذای درست حسابی در نمیاد، چجوری انتظار داریم از توی نظام و سیستمی که اصلا از آدم سر درنمیاره، یه آدم تراز دربیاد؟

واسه همین هم فقط خدایی که خالق و مدیر و مدبرمونه حق داره واسمون تعیین تکلیف کنه و رفتن زیر مدیریت هر کی دیگه‌ کلا ممنوعه!

یه چهارچوب محکم!

پس طبیعیه که تمدن نوینی که نه فقط میخواد دنیامون رو آباد کنه، که قراره کلا آخر و عاقبتمون رو تضمین کنه، یه عالمه قاعده و قانون توش باشه! دیگه هرچی شوخی باشه، قضیه شبیه شدن به خدا که شوخی نیست!

واسه همینم یه تمدن نوین اسلامی واسه خودش چهارچوب داره و بی حساب و کتاب جلو نمیره!

یعنی یه پایه و اساس داره که میشه اسلام!

یه قاعده و قانون داره که میشه قرآن!

ولی خب مهم‌تر از همه یه کسی رو داره که قرآن رو یا بهتره بگیم قانون خدا رو واسمون توضیح بده، که میشه معصوم یا جانشین معصوم!

این جوری جواب اینکه چرا حکومت اسلامی لازمه و ما باید توی یه همچین شرایطی رشد کنیم و قد بکشیم، یواش یواش دستمون میاد!

هفت تا تخصص میخوایم!

خب شبیه شدن به خدا و رسیدن به سعادت که توی یه فرآیند خود به خودی به وجود نمیاد؛ ما هم که خدا رو شکر با این عقل محدودمون هیچ کدوم از تخصص‌هایی که واسه رسیدن به هدف لازمه رو نداریم!

یعنی نه میدونیم از کجا اومدیم و کجا قراره بریم، نه سر از جسم و روحمون و رابطه‌ای که با هم دارن، درمیاریم! تازه با این همه ادعاهای قلمبه سلمبه و دهن پرکن، هنوز هیچ چی از زیر و بم و جزئیات این عالم هم نمی‌دونیم، چه برسه به اینکه بخوایم بفهمیم ربط این عالم با ما چیه؟!

با این اوصاف قطعا یه متخصص می‌خوایم که راه رو نشونمون بده و ما رو قدم به قدم به سمت هدف ببره! وگرنه با این رویه‌ای که پیش گرفتیم، بی برو برگرد با سر میریم توی دیوار و دنیا و آخرتمون رو به فنا میدیم!

اگه میخوای راجع به این تخصص‌ها بیشتر بدونی، کهکشان درون کمکت میکنه!

تخصص فقط دست خداست!

ولی خب معلومه که این تخصص‌ها دست هر کسی نیست! یعنی فقط خدایی که خلقمون کرده و نماینده‌هاش هستن که میتونن باهامون تخصصی برخورد کنن و راه و چاه رو نشونمون بدن!

خداروشکر این تخصص‌ها دست خالق و مربی مهربونیه که نه فقط همشون رو بی‌منت و بااشتیاق در اختیارمون گذاشته، که تا حالا کلی نماینده معصوم هم فرستاده که بیان با عشق و محبت راه و چاه رو نشونمون بدن و ما رو از گیجی و سردرگمی دربیارن!

خداییش یکی که خودش هم از کار خودش سر در نمیاره، چجوری میخواد واسه ما نسخه بپیچه؟ ما همین الانم از دست کساییکه با چهار تا تکنولوژی و قانون طبیعی عالم رو گرفتن توی دستشون، نمی‌تونیم نفس بکشیم! یعنی واقعا داریم زندگی‌مون رو با نسخه طاغوت‌هایی که بدون تخصص واسه همه چیزمون حکم صادر می‌کنن، از دست میدیم!

یعنی همین زمینی که تا دیروز توش بازی می‌کردیم؛

دیگه مال ما نبود؟!

حق آدم!

میدونین چیه، اصلا یه جور بی‌انصافیه که یه کسی یه موجود به این پیچیدگی با این ویژگی‌های استثنایی و فوق‌العاده‌ رو خلق کنه و بدون مربی و راهنما به حال خودش بذاره! ما واسه یه ماشین کنترلی خفنم یه دفترچه راهنما می‌خوایم، چه برسه به خودمون با این ساختار پیچیده و این همه دنگ و فنگ!

واسه همینم مربی ارحم الراحمین ما که نه فقط خلقمون کرده و زیر و بم وجودمون رو میدونه، که از مسیر و سختی‌های هدفی که باید بهش برسیم هم خبر داره، کل زندگی‌مون رو روی پایه همین تخصص چیده! حالا بماند که ما این وسط چجوری عمل کردیم و تا الان با خدا و نماینده‌های معصومش چه مدلی تا کردیم؟!

از اختیارم چجوری استفاده کنم؟

خب درسته که خدا ما رو یه موجود مختار آفریده و بهمون اختیار داده، ولی ما هم وقتی تراز و متعادل میشیم که از این اختیارها و استعدادهامون درست استفاده کنیم!

اصلا همه پیامبرها هم اومدن که اینو بهمون بفهمونن که این عالم یه خدایی داره که خیر و سعادتمون رو میخواد! سعادت و خوشبختی‌مون رو هم توی این دیده که شبیه خودش بشیم، یعنی کمال بی‌نهایت! واسه همینم سیستم دنیا رو جوری چیده تا تمرین کنیم و یکی یکی این اسم‌ها و صفت‌هاش رو به دست بیاریم! حالا یا ما قدر این مربی رو میدونیم و باهاش همراه میشیم، یا هرجوری دلمون خواست رفتار می‌کنیم و توی همه چی لنگ می‌زنیم!

فرقش هم اینه که وقتی با خداییم، همه عالم باهامون همراهه و باهامون توی صلحه؛ ولی وقتی خودسر و خودمختاریم، با همه چیز توی دعوا و اختلافیم! درست مثل کسیکه داره خلاف جریان رودخونه شنا میکنه!

انگار همه راهشون رو پیدا کردن،
الّا من…

چرا حکومت اسلامی؟

خب با این همه حرف و حدیث دیگه واضحه که چرا حکومت اسلامی میخوایم! بالاخره ما از اونجاییکه آدمیم، تک و تنها که نمیتونیم از پس نیازهای خودمون بَربیایم! قطعا نیاز به یه جامعه‌ داریم که بتونیم توش زندگی کنیم و به سعادت برسیم!

خداییش چجوری میشه با یه حکومتی که با ساختار وجودمون هماهنگ نیست و همه شرایطش خلاف آدم شدنمونه، به سعادت برسیم؟

اگه ما یه موجود معمولی بودیم و با همین چهار روز دنیا قصه زندگی‌مون تموم میشد، بالاخره یه جوری سر و ته قضیه رو جمع می‌کردیم و کج و کوله به زندگی‌مون ادامه میدادیم! ولی هرکی ندونه دیگه خودمون تا الان فهمیدیم که یه موجود ابدی هستیم و اگه بزنیم دنیامون رو داغون کنیم، واسه یه ابد خودمون رو بیچاره کردیم!

پس نمیشه به این راحتیا بی‌خیال ماجرا بشیم و به اسم اینکه «دین و سیاست باید از هم جدا باشن» و «ما حکومت اسلامی واسه چی میخوایم» و این مدل حرفا، دنیا و آخرت خودمون و بقیه رو به فنا بدیم!

کیا مخافند؟

ولی این وسط همیشه یه عده‌ای هستن که آدم بودن و زندگی آدمیزادی ما به نفعشون نیست! بالاخره یه حکومت اسلامی که توش از ظلم و فساد و تبعیض و این جور چیزها خبری نباشه و تحت حاکمیت خدا و بنده‌های صالحش باشه به ذائقه خیلیا خوش نمیاد؛ که البته اکثرا هم توی دسته مستکبرها و ثروتمندهای عالمند!

واسه همینم همیشه طاغوت‌ها جلوی پیامبرها وایستادن! یعنی هر جوری تونستن با انبیا و کساییکه سعادت آدما واسشون مهم بوده و واسه رسیدن به یه حکومتی الهی تلاش کردن، مخالفت کردن!

تا جاییکه حاضر شدن آدما رو با یه مشت چیزهای پست و دم دستی سرگرم کنن و دنیا و آخرتشون رو به فنا بدن، یا خون بچه‌های معصوم و آدمای بیگناه رو بریزن ولی خودشون و منافعشون توی امن و امان باشن!

حالا اگه میخوای راهت رو پیدا کنی و ببینی طرف درست تاریخ وایستادی یا نه، با چراغ همراه شو!

فایل PDF مقاله رو میتونید از لینک زیر دریافت کنید.

همین حالا نسخه دیجیتال مجله را دانلود کن و به روزترین مطالب را همیشه همراه داشته باش!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

زنگ تفریح

داستان کوتاه

فوت و فن, ویدئو مجلات برنا

عجیب غریب, ویدئو مجلات برنا

تیک تایید, ویدئو مجلات برنا

آخریـن مجله ها مرتبط