چجوری از وجود شیطان به عنوان یه حریف تمرینی، به نفع خودمون استفاده کنیم؟
به نظرت برنده شدن توی مسابقهای که هیچ تلاشی براش نکردی کیفی هم داره؟
تقریبا همهٔ آدمهای زمین نه تنها از یه همچین چیزی خوششون نمیاد، تازه ممکنه بهشون بر هم بخوره!
درستش هم همینه ما اگه توی یه مسابقه ببازیم ولی بدونیم که ته ته تلاشمون رو کردیم حتی همون باخت هم برامون شیرین و دوست داشتنیه ولی اگه تلاش نکرده ببریم بهمون نمیچسبه!
حالا چرا داریم اینا رو میگیم برای اینکه توی باشگاه دنیا هم بردن الکی پلکی حال نمیده!!
حالا این هفته بیشتر در موردش حرف میزنیم و دستت میاد داستان چیه!
قبول دارین هیچ کدوم از ما دوست نداریم یه زندگی ساکن و مرده رو تجربه کنیم؟ خب یکی از فایدههای شیطان واسه ما همینه! اصلا هر شرایطی که توش رشد و قدرت اتفاق نیفته و ما رو به تکاپو نندازه واسهمون خستهکننده است! هرچند اون لحظههایی که داره بهمون فشار میاد و توی دل این فشارها داریم رشد میکنیم، یه غرغرهایی هم داشته باشیم! واسه همینم اولین واکنشمون بعد از رفتن توی یه کلاس جدید اینه که ببینیم چند تا رقیب جدی داریم؛ یا با مربیهایی که کلا کاری به کار بچهها ندارن و به بچهها تمرین نمیدن، خیلی حال نمیکنیم! چون یه جورایی میدونیم که بدون حریف و تمرین، قرار نیست رشد و قدرتی هم واسهمون اتفاق بیفته!

رشدهای الکی و توهمی!
این جوری بگم که اگه شیطان به عنوان یه حریف تمرینی قَدَر توی زندگیمون نبود و واقعا توی میدون مبارزه قرار نمیگرفتیم، رشدمون هم یه رشد توهمی میشد؛ یعنی توی خیال خودمون هزارتا کمال واسه خودمون ردیف میکردیم، اما پای عمل که میرسید، دست روی دست میذاشتیم و هاج و واج بقیه رو نگاه میکردیم!
آخه الکی که نیست، جلوی یه حریف قَدر حتی یه لحظه غفلت هم میتونه واسهمون خطرناک باشه! کافیه یه لحظه گاردمون باز بشه تا واسه حریف یه فرصت خفن ایجاد کنه و ما رو زمین بزنه؛ اونم حریفی که به
خونمون تشنه است و اصلا کاری نداره که داریم به چشم حریف میبینیمش یا نه!

و اصلا هم کاری نداره که بچهایم، بزرگیم، پیریم، نوجوونیم؟
بعضی وقتا حتی با اینکه حواسمون نیست از ما برای به هم ریختن حال و هوای دیگران استفاده میکنه و کار خودش رو پیش میبره!
دنیا یه باشگاهه!
خب حالا تکلیف اونایی که میگن با شیطان کاری ندارن و میخوان زندگی خودشون رو بکنن چیه؟ یعنی اصلا میشه یه همچین گزینهای رو انتخاب کرد یا نه؟
خب اونجوری که تا الان فهمیدیم، حتی اگه ما هم با شیطون کاری نداشته باشیم، اون با ما کار داره! یعنی همینکه به دنیا اومدیم و اسم آدمیزاد رو با خودمون یدک میکشیم کافیه تا شیطان واسهمون نقشه بکشه و کلا بخواد ما رو از دور خارج کنه!

اینجور وقتا تنها چیزی که جوابه پیدا کردن یه راه نجاته که کمکمون کنه دوباره شادی و آرامشمون رو پیدا کنیم.
مگر اینکه جزء اون عدهای باشیم که قبل از اینکه شیطان بخواد حذفشون کنه، خودشون از صراط مستقیم اومدن بیرون و آینده خودشون رو به فنا دادن! یعنی عملا به جای اینکه شیطون بزنه درب و داغونشون کنه، خودشون شدن ابزار شیطان و رسما زندگی ابدی خودشون رو به باد دادن! پس مهمه بدونیم که هیچ کدوممون این وسط تماشاچی نیستیم و شیطان یه حریف تمرینی قدر واسه هممونه! و مهم که بدونیم چرا به محض اینکه تصمیم میگیریم یه اشتباه رفتاری کوچکمون رو اصلاح کنیم یا تصمیم میگیریم روی رفاقتمون با خدا کار کنیم؛ شیطان و دار و دسته اش از راه میرسن!
حملههای مهندسی شده
واسه فهمیدن اهمیت این حریف تمرینی و حملههاش همین کافیه که بدونیم این حملهها واسه تک تکمون متفاوته! مثلا واسه یکی از در داشتهها میاد تو و واسه اون یکی از در بدبختیا و نداشتهها!
یا مثلا حمله کسی که عشق ماشین کورسی و سیستم خفن صوتی و زرق و برقای این مدلیه، قطعا با حمله یه نفری که عاشقه اینه که دکتر و مهندس صداش بزنن، فرق داره! حالا چه بابت نوع حمله باشه و چه بابت دستگیرهای که شیطون ازش میگیره و میاد تو!
بماند که هرچی هم که ما توی راهمون مصممتر بشیم، نوع و شدت حملههاش خفنتر میشه! یعنی یه وقتایی میره توی فاز حملههای ترکیبی که تا بیایم بفهمیم چی شده، دو سه تا مشت اول رو خوردیم!
واسه همینم باید حواسمون رو شش دنگ جمع کنیم تا به محض شروع حمله بتونیم تشخیصش بدیم! و بدونیم که ما کلا 24 ساعته توی امتحانیم.

یه وقتایی هست که استفاده کردن ازشون مثل یه سپر از نور جلوی نفوذ هر چیزی رو میگیره
چی به نفع ماست؟
اما این وسط یه چیزهایی هم به نفع ماست؛ مثل اینکه از بس این حملهها تکراری هستن و توی قالبهای مختلف دیدیمشون که راحت میتونیم ردشون رو تشخیص بدیم! هرچی نباشه تاحالا واسه این همه آدم تکرار شدن؛ حالا با یه خورده بالا و پایین!
اصلا شاید واسه همینم هست که میگن مکر شیطان هم ضعیفه و هم آشکار! چون اولا تا خودمون نخوایم و دنبالش نکنیم، نمیتونه راهی از پیش ببره؛ بعدش هم از بس این حملهها رو تکرار کرده که با یه خورده دقت میتونیم تشخیصشون بدیم! فقط مهمه که به محض تشخیص، جلوشون رو بگیریم و بیشتر راه رو واسش باز نکنیم!
پس نه فقط مهمه که حملههاش رو بشناسیم، که مهمه ببینیم به هر چیزی چقدر بها دادیم و کلا کجاها گاردمون رو واسش باز کردیم!
فایده یه همچین حریفی!
پس اگه خودمون رو درست بشناسیم و به زیر و بم وجودمون آشنا باشیم، قشنگ با حملههای شیطون حساب کار دستمون میاد؛ یعنی با یه دو دوتا چهارتا میفهمیم کجاها ایراد داریم و اگه میخوایم یه قلب سالم داشته باشیم و به یه تولد سالم برسیم، کدوم مشکلها رو باید برطرف کنیم!
یعنی به همین سادگی میتونیم از وجود شیطان که چشم دیدنمون رو نداره و میخواد ما رو از راه به در کنه استفاده کنیم، تا گیرها و ایرادهامون رو برطرف کنیم و با یه قلب سالم به شباهت با خدا برسیم!
اگه تو هم توی این کار جدی هستی؛ پس چراغ رو از دست نده :
2 پاسخ
سلام وقت بخیر
فایل pdf دانلود نمیشه ممنون میشم پیگیری کنید
واقعا مجلات تون بی نظیرن
خدا قوت
در پناه امام زمان باشید.
سلام
روزتون بخیر
متشکرم بابت نکتهای که فرمودین
حتما پیگیری میکنیم.