ابزار ما چیه و چجوری ما رو واسه یه زندگی راحت آماده میکنه؟
پیشرفتهترین یا بیشترین ابزاری که توی طول روز باهاش سروکار داری چیه؟
احتمالا ۹۰ درصدتون درجا گفتین:
گوشی هوشمند!
ولی اشتباهه!!
برای پیدا کردن جواب اول باید به این سوال جواب بدیم که؛ ابزار یعنی چی و به چی میگیم ابزار؟
احتمالا تو هم با شنیدن این کلمه ذهنت رفت سراغ میخ و چکش و آچار و اینا
یا اگه اهل علوم باشی یاد اهرم افتادی، سادهترین و اولین ابزار ساخت بشر!
اما حقیقت اینه که؛
بدن ما پیچیدهترین ابزاریه که ما باهاش سروکار داریم؛ یا بهتره بگیم پیچیدهترین مجموعه ابزار!
ما توی تمام عمرمون؛ یا مشغول ساختن ابزاریم؛ یا مشغول استفاده کردن از ابزار اما ربط این حرفابا شناختن خود واقعمیون چیه؟!
کم پیش میاد که حرف از ابزار و ابزارسازی بزنیم، ولی فکرمون پیش قیچی و آچار و پیچ گوشتی و این جور چیزها نره! اما خب کلا ابزار ما وسیلهای واسه رسیدن ما به هدفه؛ حالا میخواد آچار و انبردست باشه، یا کفگیر و ملاقه یا حتی همین چشم و گوش و دست و پایی که داریم و کارهامون رو باهاشون انجام میدیم؛ ولی از بس بهشون عادت کردیم که کلا یادمون رفته اینا هم ابزار ما هستن و اگه نباشن کاری از پیش نمیبریم!
مثلا اگه واسه نصف کردن یه تیکه چوب از دستمون استفاده کنیم، خیلی راحت میگیم که از هیچ ابزاری استفاده نکردیم، در صورتیکه همون دستی هم که باهاش چوب رو نصف کردیم، یه ابزاره اما ما چون باورمون نشده که حقیقت وجودمون یه چیز دیگه است؛ جسممون رو به عنوان تمام وجود خودمون معنا میکنیم نه به عنوان ابزاری که یه روزی میزاریم و میریم. حالا اینکه این ابزارها چجوری درست شدن و کِی از داشتنشون محروم میشیم و کلا چرا الان واسهمون انقدر مهم شدن، چیزیه که قراره این دفعه باهم راجع بهش حرف بزنیم!

گاهی وقتا کم بودن یه ابزار کوچولو کل سیستم رو مختل میکنه و از کار میندازه
اگه ابزار نداشتیم، چی میشد؟
دقت کردین ما آدما یه جورایی این مدلی هستیم که تا یه چیزی ازمون گرفته نشه، قدرش رو نمیدونیم! چه توی قصه ابزار و ابزارسازی باشه، چه توی قضیههای دیگه! مثلا اگه دیگه کلا نتونیم چیزی رو بو کنیم، تازه قدر ابزار مبارک بویاییمون رو میفهمیم و دوزاریمون میفته که نصف مزه غذا به بوش ربط داره! یا اگه واسه شستمون یه مشکلی پیش بیاد، تازه میفهمیم چقدر کارامون بدون این انگشت کوتاهه لنگ میمونه!
شاید هنوزم بتونیم بدون یه سری از این ابزارها شبمون رو صبح کنیم، ولی خب معلومه که از خیلی از لذتها محروم میشیم و الکی الکی جلوی کلی از خوشحالیامون گرفته میشه!
حالا سوال اینجاست که این وسط تقصیر کیه؟ خودمون یا دنیا؟
خب معلومه که اگه ابزار ما کار نکنه، به دنیا مربوط نیست؛ چون بقیه که دارن راحت ازش استفاده میکنن! درست مثل وقتی که غذا مشکلی نداره ولی ما چون سرما خوردیم نمیتونیم مزهاش رو احساس کنیم! یعنی فقط کافیه ابزار ما سالم باشه تا بتونیم از نعمتایی که داریم، لذت ببریم!

اگه ابزار ندارم، یعنی دلمم نمیخواد؟
حالا یه وقت سوء تفاهم پیش نیاد؛ اینکه ما نتونیم از یه چیزی استفاده کنیم و ابزارش رو نداشته باشیم، معنیش این نیست که دلمون هم نمیخواد ازش استفاده کنیم! مثلا شما چند نفر رو سراغ دارین که نمیتونن راه برن و دلشون هم نمیخواد که راه برن؟ یا چشمشون مشکل داره و دل خودشون هم هیچ وقت نخواسته چیزی رو ببینن؟ اتفاقا بیشتر حسرتا مال وقتیه که یه چیزی هست و ما ابزار استفاده کردن ازش رو نداریم!

خیلی وقتا اینجوریه تا وقتی یه چیزی رو داریم متوجه اهمیتش نیستیم ولی به محض اینکه از دستش میدیم، حسرت داشتنش میاد سراغمون
این ابزارها از کجا اومدن؟
حالا که فهمیدیم خودمون با کلی ابزار به دنیا اومدیم و اگه هرکدومشون رو نداشتیم، کلی گرفتار میشدیم، شاید برامون مهم شده باشه که اصلا این ابزارها از کی و کجا توی زندگیمون پیدا شدن؟ جالبه هر عضوی که الان واسهمون نقش یه ابزار رو داره، دقیقا یه وقتی درست شده که حتی جزئی از عمرمون هم حسابش نمیکردیم؛ یعنی همون دوران جنینی!
حالا درسته که توی شکم مادرمون با این ابزارها چندتا حرکت هم زدیم و یه دست و پایی تکون دادیم، ولی خب همه میدونن که اونجا نه جای دوی ماراتن بوده و نه شرایطی که بخوایم با دستامون یه کار خفن و باحال انجام بدیم! یعنی همین ابزارهایی که دنیامون بدون اونا تلخ و سخت میشه، یه جورایی توی رحم مادر واسهمون کاربردی نداشتن! اما کیه که بگه الان توی دنیا هم لازمشون نداریم؟
چرا باید راجع به ابزارها بدونم؟
خب الان که دیگه به دنیا اومدیم و هرچی که لازم بود، با خودمون آوردیم! دیگه قضیه ابزار و ابزارسازی به چه دردمون میخوره و به چه کارمون میاد؟
هر کی توی ذهنش یه همچین سوالی میاد لازمه یه بار دیگه برگرده و قانون نسبت رو مرور کنه. چون همون جوری که واسه زندگی توی این دنیا ابزار لازم داشتیم، واسه زندگی اصلیمون توی اون دنیا هم ابزار میخوایم. واسه همینم همون جوری که توی شکم مادرمون مدام و بیوقفه داشتیم ابزار میساختیم، توی دنیا هم باید به فکر ساختن ابزارهای آخرتمون باشیم. اما اینکه ابزار ما اونجا چه شکلیه و قراره واسهمون چیکار کنه، بعدا قشنگ راجع بهش حرف میزنیم.
اصلا میدونین چیه؟ ما با قانون نسبت با یه تیر دو نشون زدیم؛ هم فهمیدیم که چرا هنوز ابزار و ابزارسازی به کارمون میاد، هم اینکه چرا دوران رحمی واسهمون انقدر مهمه و نمیشه همینجوری الکی ازش فاکتور بگیریم! یعنی با اینکه زمانش خیلی کوتاهه، اصلا نمیشه بیخیالش بشیم و حتما بهش نیاز داریم!

فقط داشتن ابزار نیست که مهمه، نوع نگاه ما به ابزارهایی که داریم و دقت و توجهمون هم اهمیتش کم نیست.
ابزارسازی برای آخرت
همون جور که ما هرچی توی دنیا لازم داریم، باید قبلش یعنی توی رحم مادر ساخته بشه، تکلیف ابزارهایی هم که واسه آخرتمون لازم داریم، باید از همین جا معلوم بشه!
یعنی این جوری بگم که ساختن ابزار واسه جائیه که قابلیت ساختن و خاصیت رحمی داشته باشه؛ حالا میخواد توی شکم مادرمون باشه که ابزار ما واسه دنیا توش ساخته میشه؛ یا دنیایی باشه که قراره ابزارهای آخرتمون رو توش بسازیم!
تنبلیم میاد و حوصله ندارم و این جور حرفا هم کلا توی این قضیه جایی نداره؛ چون تنبلی ما همانا و تحمل یه عمر رنج و عذابی که واسه نداشتن ابزار باید تحمل کنیم همان! که البته اینم بگیم که واسه اینجا یه عمره؛ وگرنه واسه اون دنیا که کلا ابدی و بی نهایته، رنج و حسرتمون هم توی یه قد و قواره و حد و اندازه دیگه است.
فرقهایی که باید جدی بگیریمشون!
ولی خب یه فرقی هم بین ابزارسازی ما توی شکم مادرمون و ابزارهایی که الان توی دنیا میسازیم، وجود داره! اونم اینکه اونجا ما از خودمون اختیاری نداشتیم و داشتیم طبق شرایط رحمی پیش میرفتیم، ولی اینجا کلا اختیار دست خودمونه! یعنی اگه حواسمون پرت بشه و ابزاری که باید میساختیم رو نسازیم، یا به جاش یه چیز کج و کوله با خودمون ببریم اون دنیا، مقصر اول و آخرش خودمونیم!
پس بهتره حواسمون به کاری که داریم میکنیم باشه؛ چون ابزار ساختن جزء ویژگیهای بی برو برگرد یه رحمه، حتی اگه ما توی باغ نباشیم و ندونیم چه اتفاقی داره میفته! یعنی این جوری بگم که نمیدونستم و حواسم نبود و اینجور بهونهها توی قضیه ابزارسازی اصلا جواب نمیده! حالا یا حواسمون هست و ابزارهامون رو واسه داشتن یه قلب سلیم میسازیم، یا اینکه کلا حواسمون پرته و معلوم نیست اون دنیا قراره چه جوری روزمون رو شب کنیم؟! حالا نترس چراغ رو یه بار با دقت گوش کن تا دستت بیاد:
حالا اگه دوست داری بدونی که این ابزارهایی که انقدر راجع بهشون صحبت کردیم چی هستن و چه جوری باید ابزارهای اون دنیا رو تشخیص بدیم، مجله بعدیمون رو از دست نده.