ثروت فقط مال دنیاست یا ما ثروت های آخرتی هم لازم داریم؟
تا حالا چیزی رو که خیلی دوستش داشتی از دست دادی؟
مثلاً بچه همسایه روی کتاب مورد علاقهات خط کشیده باشه؟
یا بدتر از اون گوشیت رو که با کلی منت و خواهش خریدی، دزد برده باشه؟
یا تلختر از همه از دست رفتن سلامتی و از دست دادن آدمایی که دوستشون داشتی…
این جور وقتا چه احساسی داشتی؟
خالی شدن، غصه، اضطراب، نا آرومی آدم احساس میکنه هیچ چی دوباره مثل سابق نمیشه و یه حسرت همیشگی توی دلش باقی میمونه، اما گاهی اون چیزی که ما فکر میکنیم با اون چیزی که واقعا هست از زمین تا آسمون فرق میکنه، گوشِت رو بیار که میخوام یه راز بزرگ رو بهت بگم؛ «چیزایی که از دست میدیم، گم نمیشن، فقط یه جای دیگه برامون ذخیره میشن» حالا چجوری؟
یادته که داریم در مورد داراییهای انسانی حرف میزنیم؟
همراهمون باش که این راز بزرگ رو قدم قدم توی این شماره یاد بگیریم:
راز ثروت آخرتی!
زندگی هر جایی هزینههای خودش رو داره و خداروشکر ما هم یادمون نرفته که زندگی اصلیمون اینجا نیست و توی آخرته! ولی خب مشکل اینجاست که به محض اینکه پامون رو از این دنیا بذاریم بیرون دیگه همه چی تمومه! یعنی نه میتونیم برگردیم و نه مغازهای هست که بتونیم هرچی یادمون رفته بخریم! باید عاقل باشیم و از همینجا به فکر ثروت های آخرتی خودمون باشیم. ثروتهایی که یا با کسب اسم و انجام کارهای خوب به دست میاد، یا با صبر کردن و تحمل سختیها. درست مثل یه جور معامله که این ورش سختیه و به جاش داریم واسه آخرتمون ثروت جمع میکنیم! یعنی یه جورایی داریم از چیزهای کاذب دنیایی میدیم و به جاش چیزهای واقعی آخرتی میگیریم!

با همهٔ وجودم احساس میکردم،
تمام ثروتم رو،
تمام عمرم رو از دست دادم
چرا این همه فرق؟
چرا شرایط ما انقدر باهم فرق داره و هرکدوممون یه مدلی هستیم؟
◊ یکی پولدار و خنگه!
◊ اون یکی خوشتیپه و بیپول؟!
◊ یکی شاگرد اوله و بچه زرنگ بودن، توی خونشه!
◊ اون یکی خودش رو تیکه پاره میکنه که بتونه درسا رو بفهمه!
◊ یکی انقدر پول داره که داره واسه خرج کردنش دنبال ایدهپرداز میگرده،
◊ اون یکی در به در داره میدوه تا بلکه بتونه چرخ زندگیش رو بچرخونه!
البته منظورمون قانون قضا و قدر و انتخابهایی که خودمون کردیم، نیستا! کلا داریم راجع به حالت پیش فرض زندگی با هم حرف میزنیم؛ یعنی اون جوری که هر کدوممون به دنیا اومدیم و اصلا هم دست خودمون نبوده!
خُب مگه واسه خدا کاری داشت که همه رو پولدار و باهوش و خوش تیپ بیافرینه؟!
یا حداقل دیگه اوضاع بعضیا رو توی زندگی انقدر درب و داغون نکنه؟
داریم ثروتمند میشیم!
اگه قرار بود این فرقها دل به خواهی باشه و الکی بعضیا توی خوشی باشن و بقیه توی ناخوشی، دیگه نمیشد، بگیم: «خدا عادله» ولی خب اگه بفهمیم هرچی توی دنیا کم داریم، یا اصلا داشتیم و از دست دادیم، قراره واسهمون جبران بشه و اون دنیا بشه ثروتمون؛ اون وقت یه جور دیگه به قضیه نگاه میکنیم!

یعنی واقعا تو زندگیش بد آورده؟
یعنی واقعا خدا باهاش لج افتاده؟
یه مثال گرون!
فکر کن توی حسابت صدهزار میلیارد پول داری و اختیارش هم دست خودته!
حالا چی کار میکنی؟
✅ واسه خودت کلی لباس جورواجور و یه ماشین مدل بالا و یه خونه خفن میگیری؟
✅ یا به امکانات حداقلی اکتفا میکنی و میزنی تو کار پس انداز و سرمایهگذاری؟
خب توی کدوم حالت برندهای؟!
وقتی که خرج کردی
یا وقتی که سرمایهات چند برابر شده و وقتی بهش بیشتر احتیاج داری میتونی ازش استفاده کنی؟!
این چند میلیارد یه جورایی مثل سهم ما از سختیها و نعمتهای دنیاست. جالبه بدونی این سهم برای همه یه اندازه است و با هم فرقی نداره!
✅ فقط یکی توی این دنیا سهم نعمتش رو مصرف میکنه و یکی هم توی اون دنیا!

مگه بزرگی آخرت شوخیه؟
حالا چه نیازی به این همه دنگ و فنگه؟ اصلا اگه دلمون نخواد ثروت های آخرتی داشته باشیم و توی اون دنیا ثروتمند باشیم، کی رو باید ببینیم؟
البته گفتن این حرف از کسی برمیاد که کلا دوزاریش نیفتاده اون ور چه خبره و چه جای خفنی داره انتظارمون رو میکشه! وگرنه هر کی فقط یه خورده قانون نسبت رو بدونه، میفهمه که با این چهار تا کار خوب کلا اوضاعمون پسِ معرکهست؛ چون آخرت انقدر بزرگ و پر هیجانه که واسه پر کردن و ساختنش کلی ابزار و وسیله لازمه! آخه یه زمین خالی چند فرسخی که برّ و بیابون باشه که فایدهای نداره، یا حتی یه کاخ خشک و خالی که چیزی واسه پر کردنش نداشته باشیم، که دردی رو ازمون دوا نمیکنه!
یعنی این وسط کسی که میگه واسه اون دنیا چیزی لازم ندارم، درست مثل جنینیه که دلش رو به چیزهایی که توی شکم مادرش داره خوش کرده و میگه همین که یکی من رو با کیسه آب و بندنافم بذاره وسط دنیا واسم بسه!

بازیای که این همه وقت براش لحظهشماری کرده بودم، از دست داده بودم.
حتی فرصت نکرده بودم پای تلویزیون ببینمش. ولی…
چی میدیم، چی میگیریم؟
فشارها و سختیهایی که بهمون وارد میشه، کاری به اصلمون نداره و مستقیم داره سراغ خودهای قلابیمون میره! یعنی اون خود آدمیزادیمون انقدر کلاسش بالاست که چهارتا بالا و پایین دنیا واسش فرقی نداره! مشکل از ماست که یه عمریه خوشگلی و پولدار بودن و زرنگ و باهوش بودن رو حقیقت خودمون دونستیم و با این بالا و پایینها حسابی دردمون میگیره! وگرنه خدا که هر چی رو ازمون گرفته باشه، معادل خفن و واقعیش رو توی اون دنیا بهمون میده!
گفتیم که سهم همهمون از سختیها و نعمتها یه اندازه است. حالا اگه یکی داره تند تند توی دنیا حسابش رو خالی میکنه و ذخیرهای واسه آخرتش نمیذاره، به ما ربطی نداره! یعنی اصلا یه همچین خبرهایی نیست که فکر کنیم با سختیها و بلاهایی که سرمون میاد، چیزی داره ازمون کم میشه و از بقیه عقب میافتیم؛ برعکس هرچی که داریم اینجا از دست میدیم، مستقیم داره به حساب آخرتمون منتقل میشه و جزء ثروت های آخرتیمون به حساب میاد! حالا قشنگ کوش کن ببین آقای زارع چقدر قشنگ اینو توضیح دادن!
فرق سختی ها با کارهای خوب!
قبول دارین که اگه کلی کار خوب هم داشته باشیم، نمیتونیم خیلی روشون حساب کنیم! چون بالاخره هر کاری ملاک و استانداردهای مخصوص خودش رو داره دیگه! یعنی ممکنه با یه دو دو تا چهار تا فکر کنیم کلی کار کردیم، ولی تا پامون رو بذاریم اونور میبینیم نصفشون اصلا کار نبودن و نمره قبولی نگرفتن!
ولی خب چیزهایی که نداشتیم و سختیهایی که کشیدیم، قضیهشون کلا فرق میکنه! چون اصلا نداشتیم، که بخوایم بزنیم و خرابشون کنیم! واسه همینم مستقیم میرن و توی حساب آخرتمون ذخیره میشن!
دیگه چی از این بهتر؟ حالا چراغ رو با دقت گوش کن که دیگه از خودت نپرسی؛ چرا من هیچ چی تو زندگیم ندارم و چرا خدا باهام لجه!
یک پاسخ
این مجله عالی بود
با من حرف میزد به زندگی من میخورد
واقعا استفاده کردم و لذت بردم
چقدر مهربونی خدا رو درک کردم انگار یک دیوار محکم دورم کشیده و مواظبمه من اینو میبینم و میفهمم