اسم رب خدا دقیقا با ما چیکار میکنه؟
بعد از این همه حرف و فکر، فهمیدیم خدای واقعی همون وجود بینهایتیه که کل عالم رو گرفته.ولی یه سؤال مهم باقی میمونه: اگه خدا یکیه، چرا این همه اسم داره؟
جوابش واضحه؛ چون خدا بینهایته. هر اسم، یه بُعد از این وجود بینهایت رو به ما نشون میده. اما شبیه شدن به این خدای بیانتها، شوخیبردار نیست؛ نه با کلاس رفتن حل میشه، نه با ادعا!
خدا برای شبیه شدن ما به خودش، یه اسم ویژه رو وسط آورده: اسم «رب.»
رب یعنی مربی؛ یعنی خدایی که میخواد نقصهامون رو برطرف کنه و قدمبهقدم ما رو به کمال برسونه.
خدا بهعنوان رب، ما رو رها نمیکنه.
امتحان میذاره، تمرین میده، شرایط میسازه تا خودمون رشد کنیم و اسمها رو «کسب» کنیم، اما
🔹 چرا خدا ما رو ول نمیکنه؟
🔹 امتحانها و سختیها چه ربطی به هدف خلقتمون دارن؟
🔹 و چطور ربوبیت خدا ما رو برای «نسخه بهتر خودمون» آماده میکنه؟
اگه میخوای بدونی پشت این تمرینهای سخت زندگی چه حکمتیه، این هفته همراهمون باش:
بالاخره بعد از این همه تلاش و بالا و پایین فهمیدیم که خدای واقعی با خدای خیالی ما چه فرقی داره و خدای واقعی همون وجودیه که کل عالم رو گرفته!
ولی قضیه به همین سادگیها هم نیست! چون حالا با یه خدای بینهایت طرفیم و کلی اسم! بالاخره باید بفهمیم که این خدای بینهایت خالقمونه یا ربمون؟ رحمانه یا رحیمه؟ غفوره یا کریمه؟ اصلا واسه چی این همه اسم داره؟ ما قراره شبیه کدوم اسمش بشیم و چجوری باید بهش شبیه بشیم؟
خب اگه یادمون باشه که داریم راجع به یه وجود بینهایت حرف میزنیم، میدونیم که دلیل این همه اسم، همون بینهایت بودن خداست. اصلا هرکدوم از این اسمها هم داره یکی از جنبههای این وجود بینهایت رو میگه!

خیلی زود تاوان اشتباهم رو میدادم و میباختم!!
شباهت به خدایی که کلی اسم داره!
ولی خب قضیه شبیه شدن به خدا هم که انقدر راحت نیست! حالا درسته که ما خودمون واسه بعضی اسمها از قبل پتانسیل داریم و کسبشون هم واسمون راحتتره، ولی اینجوری هم نیست که با چهار تا کلاس رفتن دیپلم رحمانیت بگیریم یا بهمون فوق لیسانس غفور بودن و بخشندگی بدن!
مگه ما با دوبار آمپول زدن و چهارتا چسب زخم چسبوندن میتونیم ادعای دکتر شدن داشته باشیم که حالا انتظار داریم، همینجوری یهویی شبیه خدا بشیم؟

تکلیف ما چیه؟
خب خدا از اونجایی که خداست و از اوضاع و احوالمون خبر داره، خودش مقدمات شبیه شدن به خودش و رسیدن به هدف خلقتمون رو چیده! چجوری؟ آفرین! با یکی از اسمهای خودش یعنی اسم رب!
که البته اینم بگما که اگه معنی اسم رب خدا رو بدونیم، جواب خیلی از سوالهامون راجع به زندگی و بالا و پایینهاش هم خودبهخود حل میشه! چون قشنگ میفهمیم خدا چجوری داره بهمون نگاه میکنه و با کدوم اسمش داره زندگیمون رو میچرخونه!
ببینین بعد از الله، بیشترین اسمی که خدا خودش رو با اون بهمون معرفی کرده، اسم ربّه! خب دیگه هرکی هم که باهامون شوخی داشته باشه، خدایی که کل این عالم رو روی قاعده و قانون بنا کرده که باهامون شوخی نداره و نمیخواد سر به سرمون بذاره! بالاخره یه منظوری داره که انقدر بهمون میگه من ربّ شمام! حالا اگه ما حواسمون پرت چیزای دیگهست و این همه تاکید رو نمیبینیم، مشکل از خودمونه!

داداش،
مثل آدمیزاد حرف بزن ببینم چی میخوای!!
اصلا رب یعنی چی؟
حالا سوال اینجاست که این اسم رب خدا که میگیم داره باهاش زندگیمون رو میچرخونه و قراره ما رو به هدف خلقتمون برسونه، معنیش چیه؟
ببینین، اگه تا حالا فقط یه ذره باد عربی هم به کلمون خورده باشه، میفهمیم که رب و مربی از یه ریشهاند؛ ولی خب اگه بخوایم معنی دقیقتر رب رو بگیم، میشه مربیای که میخواد عیب و نقصهامون رو برطرف کنه و ما رو به کمال برسونه! یعنی درواقع کمک کنه که شبیه خودش بشیم! که میشه شبیه کمال مطلق!
حالا اینکه چرا تا حالا به اسم رب خدا اینجوری نگاه نکرده بودیم و بعد از این همه تاکید و تکرار خدا رو ربّ و مربی خودمون نمیدونستیم، دیگه بماند!
خدایی که مربی ماست!
بالاخره وقتی خدا خودش رو ربّ ما معرفی کرده و گفته مربیمونه، نمیشه که همینجوری ما رو ول کنه و انتظار داشته باشه توی فرآیندهای خودبهخودی بهش شبیه بشیم! اولا امتحانمون میکنه که خودمون بفهمیم چند چندیم! بعدش هم ما رو توی یه شرایطی میذاره که هم عیب و ایرادهامون رو برطرف کنیم و هم با تمرین، اسمهایی که قراره به دست بیاریم رو کسب کنیم! حالا اینکه ما چه قدر از خودمون لیاقت نشون میدیم و چه قدر واسه کسب اسم تلاش و تمرین میکنیم، دیگه به خودمون و عقلی که داریم بستگی داره!
وگرنه خدا به عنوان رب و مربی هیچ چی از شرایطی که ما واسه کسب اسم و رسیدن به هدف خلقتمون لازم داریم، کم نمیذاره!

آقا مربی خیلی سختگیره؛
انگار میخواد از قصد اذیتمون کنه
یه نگاه اشتباه!
حالا ما به جای اینکه دنیا رو باشگاه خودمون بدونیم و به بالا و پایینهای زندگی به چشم تمرین نگاه کنیم، انتظار داریم توی دنیا بخوریم و بخوابیم و یه پشه هم آرامشمون رو بهم نزنه! بعدش هم درست موقع تمرینها و امتحانهای مربی که میشه، شروع میکنیم به غُر زدن که این چه دنیاییه و چرا خدا، یعنی همون مربیمون، این وسط کاری نمیکنه؟! در واقع میفتیم به آخ و اوخ که چرا ربمون ما رو از تمرینهایی که خودش واسه رشدمون در نظر گرفته، نجات نمیده؟!
یعنی کافیه فقط دو دقیقه خودمون رو جای خدا بذاریم که ببینیم عمق فاجعه چه قدره و انتظار ما از اینکه با خوشگذرونی و خوردن و خوابیدن به یه جایی برسیم، چه قدر خنده داره!
کارهای خدا بیدلیل نیست!
آخه واسه خدا کاری نداره که همه درد و بلاهای ما رو یه جا واسمون صاف و صوف کنه! ولی خب بدون تمرین که نمیشه رشد کرد و به کمالی رسید! حتی توی بازی کامپیوتری هم تا به اندازه کافی تلاش نکنیم و امتیاز به دست نیاریم، نمیتونیم به مرحله بعد بریم، حالا چجوریه که انتظار داریم به جای تمرین در و دیوار باشگاه رو نگاه کنیم و بهمون کلی هم مدال افتخار بدن؟!
هر کی به اندازه ظرفیتش!
اصلا ربوبیت خدا این اجازه رو نمیده که ما رو خلق کنه و همینجوری به حال خودمون ولمون کنه! واسه همین هم واسه هرکسی بسته به اون ظرفیتی که داره، سختی و امتحان قرار میده تا رشد کنه و به کمال برسه؛ پس اگه قدر این سختیها رو بدونیم، روز به روز به خدا شبیهتر میشیم و به هدف خلقتمون هم نزدیکتر! اصلا واسه همین بوده که انبیا همیشه بیشتر از همه امتحان داشتن و سختیهای زندگیشون هم از بقیه بیشتر بوده! حالا اگه میخوای یه بار برای همیشه مشکلت رو با مشکلات و بالا پایینهای زندگی حل کنی؛ این تو و اینم چراغ این هفته:
2 پاسخ
سلام و نور خداقوت
سپاس از اینکه ذهن ما رو روشن میکنید.
واقعا کم کم داریم به نگاه و معرفت درستی
به خدای مهربان می رسیم.
کاش همه بچه های دنیا بلکه همه آدمها این معرفت رو پیدا می کردند چقدر دنیای زیباتری داشتیم.
اجرتون با مادرمون حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها
سلام
روزتون بخیر
متشکریم بابت اظهار لطفتون
شما خودتون میتونید یه مبلغ موفق در انتشار این محتواها باشید.